تبليغاتX
رود خانه ای در بیابان

مجلس نمایندگان افغانستان برای چهارمین مرتبه در هفته گذشته موفق نگردید تا رئیس این مجلس را انتخاب نماید. هر چند در دو دور اول، مشکل رای سفید و رای باطل تاثیر به سزای نداشت، اما آرای سفید و باطل دور سوم و چهارم را بی نتیجه ساخت. این در حالی بود که وجود 5 رای مثبت دیگر می توانست به این مشکل خاتمه دهد و آقای عثمانی را به پست ریاست مجلس نمایندگان برساند. ظاهراً مشکل در همینجا ختم نشده و موضوع رای سفید می تواند انتخاب سایر اعضای هیات اداری را نیز تا مدتها به تاخیر اندازد. از همین روی، قبل از رفتن به دوره های بعدی برای انتخاب اعضای هیات اداری مجلس، لازم است راه حلی برای مشکل رای سفید دریافت گردد.

به استناد ماده 106 قانون اساسی افغانستان، به جز موارد خاص، هر یک از دو مجلس شورای ملی تصمیم گیری ها را باید با اکثریت آرای اعضای حاضر اتخاذ نماید. با این حال، قانون اساسی افغانستان در مورد رای ممتنع و باطل مسکوت است. اصول وظایف داخلی مجلس نمایندگان نیز در مورد رای سفید و باطل حکم واضحی ندارد، اما رای اکثریت حاضر را "آراء پنجاه فیصد اعضای حاضر به علاوه یک" تعریف نموده است. به همین شکل، اصول وظایف داخلی آرای مخالف، ممتنع و باطل را در جهت مطلوب محسوب نمی داند، که معنی آن به جز اینکه این سه نوع رای، به حیث رای موافق شمرده نمی شود، نمی تواند باشد. مطالعه این مواد نشان می دهد که قواعد کنونی حقوقی راه حل مناسبی برای انتخاب هیات داری مجالس شورای ملی وضع ننموده اند. با توجه به بحران موجود، افغانستان می تواند از تجارب سایر کشورها، از جمله استرالیا، استفاده کند.

در استرالیا رای سفید و باطل در جمع آرای حاضر محسوب نمی گردد. در این کشور، رای دادن یک مکلفیت محسوب شده و تمامی اتباع دارای شرایط باید به پای صندوق های رای بروند. لیکن، آرای باطل و سفید در جمع کل آرا محسوب نمی شود. حدودا 5 درصد تمامی رای دهندگان استرالیائی در سالهای اخیر آرای سفید به صندوقها ریخته اند، ولی آرای آنها از سوی کمیسیون انتخاباتی استرالیا در مجموع آرا محسوب نگردیده است. آرای سفید نه در سطح فدرال و نه در سطح ایالتی جزء تمامی آرا محسوب نمی گردند. همین شیوه می تواند در انتخابات اعضای هیات رهبری مجالس شورای ملی افغانستان مورد استفاده قرار گیرد.

از سوی دیگر، خیلی غیر منطقی است که به شکل کنونی، انتخابات برای گزینش هیات اداری مجلس را ادامه داد. تا اکنون 9 تن از نمایندگان از حق نامزدی برای ریاست محروم شده اند و 3 عضو هیات اداری موقت نیز حق نامزدی ندارند. فرض کنید که بحران رای سفید هم چنان ادامه پیدا نماید و 237 نماینده باقی مانده نیز به ترتیب نامزد پست ریاست شده و هیچ کدام نتوانند رای 50 فیصد جمع یک رای را بدست آورند، آن هنگام راه و چاره چیست و چه کسانی باید عضو هیات اداری مجلس گردند؟

کاربرد این شیوه یک تعداد مخالفین هم در افغانستان دارد. مهمترین دلیل آنها این است که رای سفید دارای ارزش است و باید در مجموع آرا محسوب شود. با اینکه ارزش رای سفید را نمی توان انکار کرد، ولی نباید رای سفید را دارای ارزش یکسان با رای مثبت و یا منفی دانست، خصوصاً اینکه رای سفید مانع تصمیم گیری مجلس نمایندگان گردیده و بحران آفرینی نموده است. ارزش رای سفید در این است که نشان می دهد یک تعداد نمایندگان با هیچ یک از نامزدان موجوده موافق نیستند، ولی رای سفید هرگز برابر با رای مثبت و منفی نیست. نمایندگانی که مخالف نامزدان پستهای هیات اداری هستند، خود می توانند نامزد شوند، در غیر آن دموکراسی حکم به این نمی نماید تا رای اکثریت مورد قبول قرار نگیرد.

حد نصاب لازم برای رایدهی حضور اکثریت اعضای مجلس نمایندگان است. بنابر این، اگر حداقل 125 نماینده در اجلاس برای انتخاب اعضای هیات اداری حاضر باشند و 50 فیصد آرا جمع یک رای تمامی آرای درست (موافق و مخالف) به نفع یک نامزد ریخته شده باشد، نامزد مذکور برنده می باشد. این یک راه حل ایده آل نیست، زیرا راه حال ایده آل، انتخاب شخص برنده به اساس اکثریت ساده در دور دوم یا سوم است، اما این راه توسط قانون اساسی محدود گردیده است. روی همین دلیل، عدم احتساب آرای سفید و باطل می تواند یک راه حل مناسب برای خروج از وضعیت موجوده مطرح باشد.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در شنبه شانزدهم بهمن 1389 و ساعت 2:2 |

با قبول درخواست محکمه خاص به ارتباط مسائل انتخابات ولسی جرگه از سوی رئیس جمهور، افغانستان به یک دوره بحران داخل شده است. از یک سو، رئیس جمهور با قبول این درخواست، از نامزدان بازنده مورد حمایت قرار داده و از سوی دیگر، وکلای برنده بر افتتاح شورای ملی تاکید نموده و رئیس جمهور را متهم به توطئه علیه پروسه انتخابات می نمایند. آنچه مبرهن است این است که افغانستان از جاده دموکراسی منحرف شده و تصامیم غیر دموکراتیک سرنوشت کشور را تعیین می نماید. در این مرحله، پرسش های اصلی اینها اند: آیا محکمه خاص صلاحیت رد وکالت  یک تعداد وکلای ولسی جرگه را دارد؟ در صورت حاضر نبودن رئیس جمهور برای افتتاح شورای ملی، آیا وکلای برنده می توانند خود شورای ملی را افتتاح نمایند؟ و در صورت ممانعت حکومت از این اقدام، سرنوشت سیاسی افغانستان چگونه رقم خواهد خورد؟

صلاحیت محکمه خاص

قانون اساسی افغانستان قوه قضائیه سه لایه ای را پیشبینی کرده است. بر اساس ماده 116 قانون اساسی، قوه قضائیه مرکب از یک ستره محکمه، محاکم استیناف و محاکم ابتدائی است. ماده 122 قانون اساسی تنها ایجاد محاکم خاص را برای محاکمه رئیس جمهور، وزراء و اعضای ستره محکمه و محاکم عسکری را پیشبینی کرده است. این ماده کاملاً وضاحت دارد که در کدام مورد دیگری ضرورت به تشکیل محکمه خاص نیست. اصول محاکم مدنی، جزائی و تجارتی نحوه بررسی قضایای حقوقی را در محاکم به خوبی بیان می نمایند. بر اساس این قوانین، یک ادعای حقوقی (مدنی، جزائی یا تجارتی) در اولین مرحله باید به محکمه ابتدائی که در مرکز ولسوالی ها یا نواحی شهرهای بزرگ وجود دارند ارائه شده و در صورت موجودیت اعتراض، محکمه استیناف آن ولایت به آن رسیدگی می نماید. قضیه در مرحله نهائی به ستره محکمه ارجاع داده می شود تا این محکمه از نگاه قانونیت قضیه را بررسی کرده و در صورت موجودیت اشتباه در تاویل یا تفسیر قوانین توسط محاکم استیناف، حکم را نقض کرده و برای رسیدگی مجدد به محاکم استیناف ارسال دارد. ستره محکمه به جز موارد مرتبط به بررسی مطابقت قوانین، فرامین تقنینی و معاهدات و میثاق های بین المللی با قانون اساسی و تفسیر آنها، در هیچ مورد دیگری صلاحیت بررسی و تصمیم گیری مستقیم قضایا را دارا نمی باشد.

با اینکه قانون اساسی افغانستان اذعان داشته است که قضایای حقوقی از دایره صلاحیت قوه قضائیه خارج نمی گردد، اما همین قانون اساسی در ماده 155 و 156 کمیسیون مستقل انتخابات را برای اداره و نظارت بر مسائل انتخاباتی پیشنهاد نموده است. بالنوبه، قانون انتخابات کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون های مرکزی و ولایتی شکایات انتخاباتی را در نظر گرفته و صلاحیت آنها را واضح ساخته است. آنچه کاملاً هویدا است این است که نه قانون اساسی افغانستان، نه قانون انتخابات و نه هیچ قانون دیگری در مسایل انتخاباتی، به جز از کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی، هیچ نهاد ذیصلاحی را به رسمیت نمی شناسد. تنها در مواردی که جرم ارتکاب یافته باشد، به اساس ماده 64 قانون انتخابات، کمیسیون شکایات انتخاباتی می تواند متخلف را غرض تعقیب عدلی به سارنوالی معرفی نماید. معرفی متخلفین به سارنوالی را کمیسیون شکایات انتخاباتی رد ننموده است.

به همین شکل، ماده دوم قانون انتخابات نتایج نهائی انتخابات را بدین شکل تعریف نموده است: "معلوماتی که بعد از بررسی های کمیسیون مرکزی شکایات انتخاباتی از طرف کمیسیون مستقل انتخابات تصدیق و به نشر می رسد." به همین ترتیب، ماده 58 قانون انتخابات نتایج انتخابات را بعد از تصدیق کمیسیون مستقل انتخابات، نهایی و قابل تطبیق می داند. از این دو ماده به خوبی معلوم می گردد که یگانه نهادی که نتایج نهائی انتخابات را آماده ساخته و حرف نهائی را در مورد نتایج انتخابات می زند، کمیسیون شکایات انتخاباتی است.

روی همین دلایل، تاسیس محکمه خاص به ارتباط مسائل انتخابات مخالف قانون اساسی و قانون انتخابات است و تمامی فیصله های آن که بر نتایج انتخابات اثر گذار باشد، خلاف قانون و بی اعتبار خواهد بود. این محکمه حتی نمی تواند بر مسائل جرمی انتخابات رسیدگی نماید، زیرا تمامی مسائل جرمی باید در محاکم ابتدائی در ولایات مربوط به کاندیدان متهم به جرم، اقامه گردد. 

ارتکاب تقلب در انتخابات ولسی جرگه را نمی توان انکار کرد، و نه هم انتخابات ولسی جرگه را می توان یک انتخابات ایده آل توصیف کرد، اما چیزی که نمی توان از آن چشم پوشی کرد این است که تمامی کاندیدان، چه برنده و یا بازنده، حق شکایت را داشته اند و میکانیزم های رسیدگی به شکایات وجود داشته و بیش از یک ملیون آرا از سوی کمیسیون شکایات انتخاباتی تقلبی تشخیص شده اند. همان طور که قانون انتخابات نیز مشخص نموده، کمیسیون شکایات انتخاباتی نهاد نهائی تصمیم گیرنده در مسائل انتخاباتی است، وگرنه اعتراضات انتخاباتی و بررسی آنها به شکل لایتناهی ادامه پیدا خواهد کرد. به عنوان مثال، اگر فرض نمائیم که کار محکمه خاص کاملاً قانونی است و آنها تصمیم بر حذف یک تعداد وکلای برنده نمایند، آیا کاندیدان حذف شده دوباره اعتراض نخواهند کرد؟ و اگر اعتراض نمایند باید در کدام نهاد اعتراض خویش را ثبت نمایند؟

به همین ترتیب، اگر موضوع بررسی مسائل انتخاباتی و به ویژه تقلب در انتخابات مطرح باشد، محکمه خاص باید صلاحیت بررسی شکایات انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری را نیز داشته باشد. زیرا موضوع انتخابات ریاست جمهوری تحت مرور زمان قرار نگرفته و کمیسیون شکایات انتخاباتی در آن انتخابات نیز بیش از یک و نیم ملیون آرا را باطل ساخته است. ریختن یک و نیم ملیون آرای تقلبی به صندوق های رای دهی حتماً عاملین و مرتکبینی داشته است که اگر ما تاسیس محکمه خاص را بپذیریم، صلاحیت این محکهمه باید به انتخابات های قبلی نیز بسط داده شود، حال آنکه، هم لوی سارنوالی، هم ستره محکمه و هم قوه مجریه از این امر طفره رفته اند. بنابر این، تاکید بر حل مسائل انتخاباتی ذریعه محکمه خاص به جز اهداف سیاسی چیز دیگری را در پشت پرده به همراه ندارد.

توقع می رفت، ستره محکمه افغانستان به جای درخواست از رئیس جمهور برای تشکیل محکمه خاص، به لوی سارنوالی جواب منفی می داد، زیرا بررسی قضایا به شکل اولی از صلاحیت های ستره محکمه و یا محکمه خاص نیست. چنین اقدامی می تواند تهداب یک رسم خراب و مداخله گرایانه را در امور قوه قضائیه کشور ایجاد نماید و استقلال آن را بیش از پیش در اذهان مردم پوشالی و بی معنی به تصویر بکشد.

آیا رئیس جمهور واقعاً حاضر به افتتاح شورای ملی هست؟

در قضیه انتخابات، رئیس جمهور یک بازی دو گانه را اجرا نموده است. پس از اعلان نتایج مقدماتی انتخابات، رئیس جمهور از نتایج انتخابات خصوصاً در غزنی ابراز نارضایتی کرد. حامد کرزی گفت که امید دارد نهادهای انتخاباتی بر اساس مصالح ملی عملی کنند، چیزی که بر برنده ساختن یک تعداد نامزدان مربوط به قوم پشتون تعبییر شد، زیرا هیچ یک از نامزدان انتخابات از این قوم  در غزنی به اندازه کافی برای راه یافتن به ولسی جرگه رای دریافت نکرده بودند. رئیس جمهور با صدور فرمانی یک محکمه خاص را برای رسیدگی به مسائل انتخاباتی دایر کرد تا نامزدان بازنده را از رفتن و به سرک ها و اعتراضات متوقف سازد، و از سوی دیگر، با وعده دادن به نامزدان برنده در مورد افتتاح شورای ملی در اول دلو، آنها را نیز آرام ساخت.

عملکرد رئیس جمهور از آغاز جریان انتخابات نشان داده است که وی هرگز طرفدار افتتاح شورای ملی با چنینی ترکیبی نبوده است. مخالفین کرزی توانسته اند بیشتر از دور قبل به ولسی جرگه راه پیدا نمایند و یک تعداد نزدیکان رئیس جمهور به اندازه کافی رای نیاورده اند و یا به اثر کاربرد تقلب از لیست نامزدان برنده حذف گردیده اند. در حقیقت، حامد کرزی به انتظار این است تا محکمه خاص یک تعداد طرفدرانش را به ولسی جرگه راه دهد. نیت رئیس جمهور در افتتاح ننمودن شورای ملی را در عدم انتصاب یک سوم اعضای مشرانو جرگه را نیز می توان بر داشت کرد. با اینکه رئیس جمهور به اندازه کافی وقت داشته است، اما تا حال هیچ یک از اعضای انتصابی مشرانو جرگه را تعیین ننموده است.

یک تعداد صاحبنظران به این عقیده اند که رئیس جمهور در جهت باطل ساختن کلی نتایج انتخابات قدم بر می دارد، و احتمالاً یک جرگه قومی را تشکیل خواهد داد تا هم در مورد انتخابات ولسی جرگه تصمیم بگیرد و هم بعضی موارد از قانون اساسی را به نفع خودش تعدیل نماید. هر چند این گونه شایعات به حقیقت نزدیک نیست، اما باید اذعان کرد که چنین تصمیمی می تواند حاکمیت کشوری به نام افغانستان را در خطر خواهد انداخت و هرگز به صلاح کشور جنگ زده و چند قومیتی مثل افغانستان نمی باشد.

عکس العمل نامزدان برنده

نامزدان برنده که با حاضر شدن رئیس جمهور برای افتتاح شورای ملی در اول دلو اظهار پیروزی و خوشحالی می کردند، با علاقه رئیس جمهور برای سفر رئیس جمهور در روز اول دلو به روسیه، نسبت به نیت او اظهار شک کردند. این شک زمانی به یقیین تبدیل شد که رئیس جمهور به درخواست محکمه خاص برای تعویق افتتاح شورای ملی در سوم ماه حوت موافقت کرد. نامزدان برنده که در طول یک هفته برنامه آموزشی برای وکلای جدید اشتراک کرده بودند و خود را به شکل دی فاکتو نماینده می دانستند، هیات موقت ولسی را نیز انتخاب کردند.

با شنیدن خبر موافقت رئیس جمهور برای تعویق افتتاح شورای ملی تا یک ماه دیگر، نامزدان برنده به شدت عکس العمل نشان دادند و از قصد خویش برای افتتاح پارلمان در روز سوم دلو، طبق تقسیم اوقات قبلی و بدون حضورداشت وی، خبر دادند. با اینکه این تصمیم انقلابی به نظر می رسد، اما اکثریت نامزدان برنده از این عمل حمایت نموده اند. در مقابل، نامزدان بازنده از تصمیم محکمه خاص حمایت کرده و وکلای برنده را فاقد توانایی برای افتتاح پارلمان می دانند و افتتاح را از صلاحیت های رئیس جمهور می دانند.

ماده  64 قانون اساسی "افتتاح اجلاس شورای ملی و لویه جرگه" را تحت عنوان صلاحیتها و وظایف رئیس جمهور مطرح نموده است. موضوع افتتاح شورای ملی صلاحیت نه، بلکه وظیفه رئیس جمهور است، و رئیس جمهور به اساس سلیقه خویش نمی تواند هر وقت که خواسته باشد شورای ملی را افتتاح نماید، زیرا در غیر آن، شاید رئیس جمهور هرگز راضی به داشتن پارلمان که به وزیران پیشنهادیش رای اعتماد نمی هد نباشد. قانون اساسی افغانستان در این مورد خاموش نیست و به اساس ماده 83، رئیس جمهور مکلف است تا شورای ملی را پس از یک ماه الی حد اکثر دو ماه پس از انجام انتخابات ولسی جرگه افتتاح نماید. حد اکثر دو ماه به معنی حد اکثر 60 روز است و طبق یک جمع و تفریق خیلی ساده، این مدت به پایان رسیده و رئیس جمهور بدون هیچ معطلی باید شورای ملی را افتتاح نماید. رئیس جمهور نباید خود را متکی به تصامیم یک محکمه نماید که فقط پنج عضو دارد و اگر بخواهد واقعاً قضایا را بررسی نماید به بیش از یک سال وقت نیاز دارد. اگر محکمه خاص قبل از سوم حوت اعلان کرد که به وقت بیشتری نیاز دارد و نتوانسته همه قضایا را بررسی کند، آن وقت چه؟ آیا رئیس جمهور باز هم به تقاضای آنها لبیک خواهد گفت؟  به همین شکل، ماده 64 قانون اساسی از افتتاح لویه جرگه نیز توسط رئیس جمهور سخن می گوید، اما اگر لویه جرگه برای محاکمه رئیس جمهور تدویر یافته بود چه؟ در این صورت رئیس جمهور اصلاً حق چنین صلاحیت و حتی وظیفه ای را هم ندارد، پس معلوم می شود که ذکر کلمات "وظایف و صلاحیت ها" دارای یک سلسله شرایط نیز هست و این بدین معنی نیست که رئیس جمهور از این گونه وظایف تشریفاتی که برایش داده شده، به شکل غیر قانونی استفاده نماید.

رئیس جمهور با قبول کردن درخواست غیر قانونی محکمه خاص به سوی بی ثبات سازی افغانستان قدم برداشته است. گمان می رود وکلای برنده روز یکشنبه سوم دلو قصد ورود به شورای ملی را داشته باشند، تصمیمی که حتماً با مخالفت رئیس جمهور کرزی مواجه شده و نیروهای پولیس از ورود آنها به ساختمان شورای ملی جلوگیری خواهند کرد. این موضوع می تواند به واکنش طرفداران وکلای برنده مواجه شود و خیابانهای افغانستان بار دیگر شاهد تظاهرات طرفداران وکلای پیروز باشد. اما احتمال خراب تر شدن اوضاع هم می رود. در صورت جلوگیری پولیس از ورود نمایندگان به صحن ولسی جرگه، آنها احتمالاً در یک مکان دیگر تشکیل جلسه خواهند کرد. قانون اساسی افغانستان کدام قید در مورد مکان تدویر جلسات شورای ملی ندارد. در صورت وقوع چنین عملی، افغانستان واقعاً به سوی بحران خواهد رفت. شکی نیست که یک تعداد وکلای برنده طرفدار رئیس جمهور هستند و حاضر به تدویر اجلاس شورای ملی در خارج از صحن شورای ملی نمی باشند، این تعداد وکلا بیشتر از مناطق جنوب و شرق افغانستان هستند. بر عکس وکلای که بر افتتاح شورای ملی به روز سوم دلو تاکید می ورزند اکثراً از مناطق شمال، مرکز و غرب افغانستان بوده و غالباً غیر پشتون هستند، ولی مخالفت جدی یک تعداد زیاد وکلای پشتون تبار را به تصمیم رئیس جمهور نمی توان نادیده گرفت. آنها در چند روز اخیر به وضاحت در رسانه ها از تصمیم رئیس جمهور اظهار اعتراض و مخالفت نموده اند.

برای جلوگیری از این گونه بحرانها، رئیس جمهور مکلف است قانون را مراعات نماید و کشور را از حالتی که فقط دو قوه مجریه، آن هم به شکلی که یک تعداد وزارتخانه ها وزیر ندارند، و قوه قضائیه دارد، را بیرون سازد، هر چند ترکیب ولسی جرگه آینده بر وفق مزاقش نباشد. افتتاح ولسی جرگه بدون حضور رئیس جمهور می تواند کشمکش های بالقوه را در سراسر افغانستان به میان آورد. با اینکه انتخابات با تقلب همراه بوده است، اما تمامی میکانیزم های موجوده برای رسیدگی به شکایات انتخاباتی نیز موجود بوده و کاندیدان معترض آنها را طی نموده اند. نتیجه این می شود که دیگر کدام دلیل قانونی برای ایجاد محکمه خاص وجود ندارد. با توجه به اینکه ماده 6 قانون انتخابات  تمامی ادارات دولتی و غیر دولتی را مکلف می داند تا با کمیسیون انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی همکاری نموده و تصامیم این کمیسیون ها را تعمیل نمایند، رئیس جمهور، سارنوالی و قوه قضائیه نیز باید به تصامیم آنها احترام بگذارند. اگر واقعاً کدام اتهام جرمی علیه مقامات این دو کمیسیون وجود دارد، چنین اتهاماتی در محاکم ابتدائی قابل طرح اند و باید به شکل عادی مورد بررسی قرار گیرند. تصمیمی سوای این می تواند افغانستان را وارد یک مرحله بحران سازد، بحرانی که ما را دوباره به یاد جنگ های داخلی ده اخیر قرن قبل می اندازد.

 


+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در یکشنبه سوم بهمن 1389 و ساعت 6:38 |


دو روز بعد آخرین روز کاری ام در وزارت امور خارجه است. در این یک سال و 20 روز کار در وزارت امور خارجه تجارب زیادی کسب کردم، دوستان زیادی یافتم و کم و بیش با سیستم دولتی آشنایی پیدا کردم. کار من روی تهیه گزارش دولت افغانستان به کمیته رفع تبعیض علیه زنان بود. در این روند ما با 35 نهاد دولتی و غیر دولتی کار می کردیم و به لطف خداوند و زحماتی که من و همکارانم کشیدیم، مسوده اول گزارش سیداو افغانستان را ترتیب نمودیم.

حالا این مسوده را باید یک کمیته رهبری مطالعه و سپس تائید نماید. در همین حال، همایش های مشورتی نیز در کابل و ولایات بر گزار خواهد شد تا نظرات متخصصین، نهادهای که به ارتباط حقوق زنان کار می کنند و زنهای عادی نیز شنیده شده و در گزارش در نظر گرفته شود.

با اینکه تجربه زیادی در قسمت کار روی موضوعات حقوق بشری نداشتم، اما این یک سال کار مرا به مفاهیم زیاد حقوق بشری آشنا ساخت و حالا با یک تعداد زیاد نهادهای که در این عرصه کار می کنند نیز آشنا هستم.

کار ما سخت و حوصله گیر بود، زیرا در افغانستان جمع آوری اطلاعات خیلی مشکل است و از طرفی نهادها زیاد به موضوعات حقوق بشری توجه نمی کنند. با این هم، با همکاری دیگر کارمندان وزارت امور خارجه، توانستیم تا هم اکنون روند را افغانی حفظ کنیم و از نظرات و مشاوره های خارجی ها استفاده به عمل نیاوریم.

امید وارم مسوده گزارش افغانستان، طبق برنامه، تا آخر نوامبر ترتیب و به کمیته سیداو ارسال شود تا هم افغانستان توانسته باشد یک تعهد بین المللی را بر آورده سازد و هم نهادهای دولتی و غیر دولتی با مطالعه این گزارش به کمبودها در ابعاد مختلف زنان متوجه شده و در راستای رفع آنها کار نمایند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در پنجشنبه هشتم مهر 1389 و ساعت 5:4 |
شب قبل سفرم به هرات، رسانه ها از وقوع یک انفجار در نزدیکی دفتر تبلیغات انتخاباتی یکی از نامزدان مجلس نمایندگان در هرات خبر دادند. متاسفانه سه نفر کشته و یک تعداد دیگر زخمی شده بودند. اول فکر می کردم کار شورشیان باشد، اما وقتی به هرات رسیدم متوجه شدم که این انفجار ناشی از رقابت های ناسالم انتخاباتی در هرات است.

وقتی داخل موتر نشسته ای و جاده های شهر را می پیمایی، پوسترهای نامزدان خود نمایی می کند. در اکثر موارد، پوستر بر روی پوستر زده شده است. یک تعداد پوسترها نیز پاره شده اند.

اما چیزی که توجه ام را بیشتر به خود جلب کرد، رنگ پاشی بر پوسترهای نامزدان زن بود. یک پوستر متعلق به یک نامزد زن که در منطقه دروازه ملک در وسط بلوار نصب شده بود، توسط رنگ سیاه مغشوش شده بود. این کار را دو نوع افراد کرده می توانند: یکی آنهایی که مخالف حضور زنان در صحنه سیاسی اند و دیگری طرفداران نامزدان رقیب در انتخابات.

به هر حال فضای انتخاباتی در هرات خوب نبود. یک تعداد نامزدان حتی به توزیع البسه و خوراک در بین مردم دست زده بودند و حتی یک نامزد شبکه آبرسانی یک قریه پر نفوس را اعمار کرده بود. همان شخص به مردم یک قریه دیگر قول ساخت سرک را داده بود. ولی سوال این جاست که آیا این وظایف یک نامزد انتخابات مجلس نمایندگان یا حتی نامزد برنده این نوع انتخابات است تا شبکه آبرسانی و سرک اعمار کند؟

شعار ها نیز بد تر از قبل بود. یک تعداد زیاد با استفاده از عباراتی چون "عدالت، صلح، همبستگی، عدالت اجتماعی، ترقی، پیشرفت، وحدت ملی، حکومت اسلامی و غیره و غیره" دست به تبلیغات زده بودند، چیزهایی که کمتر اشاره ای به نقش یک وکیل پارلمان دارد. یک تعداد فرهنگیان هم آنقدر ثقیل شعار گفته بودند که منی که سالها تحصیل کرده ام هم متوجه منظورشان نشدم، چه رسد به اکثریت بی سواد جامعه ما.

اما چیز قابل تعجب برایم اوسط سنی نامزدان در هرات بود. اکثر کاندیدان از 45 و 50 سال بیشتر دارند و تعداد نامزدان جوان اندک است. این شاید ناشی از عدم موفقیت جوان ها در چندین انتخابات قبلی باشد، شاید هم به این نکته بر گردد که جوانان پشتوانه قومی ندارند، معیاری که بر سایر معیارها در افغانستان می چربد.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در جمعه هجدهم تیر 1389 و ساعت 9:31 |

امروز وقتی به صفحه فیس بوک خود می دیدم، به یک شعر عامیانه هراتی بر خوردم که در صفحه "هراتی عامیانه" نوشته شده بود. خیلی خنده ام گرفت. اصطلاحات و لهجه هرات خیلی مختص به خود است. مردم کابل یا دیگر مناطق افغانستان با لهجه هرات خیلی کم آشنائی دارند و به همین خاطر فکر می کنند که هراتی ها به لهجه ایرانی صحبت می کنند. اما غافل از اینکه اگر هر ایرانی بپرسی که "بچهگر کلیز خمبه به ته سبستا بکند، سیپک سیپک می زد" چه معنی می دهد را نخواهد فهمید.

به هر حال، لهجه هراتی یک لهجه نا شناخته برای اکثریت مردم در افغانستان هست. یادم هست وقتی در دانشگاه کابل درس می خواندم، و گاهی اوقات همراه پسر کاکای خود به هراتی صحبت می کردم، بعداً دوستانم می گفتند که داشتید چه می گفتید، ما که متوجه نشدیم. تنوع فرهنگی از زیبایی های افغانستان است. همان طور که لهجه یک بدخشانی از یک کابلی فرق می کند، لهجه هزارگی نیز از هراتی، اما همه اینها بر محور یک زبان می چرخند، فارسی. توجه بیشتر رسانه ها به لهجه هاست که می تواند مردم مناطق مختلف را فرهنگ و لهجه گفتاری دیگر مناطق آشنا سازد. همی ته نیه؟

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389 و ساعت 20:37 |

نوروز بر همه گان مبارک باد!

امید که سال آینده سالی پر از خوشی، خوشحالی و سعادت برای تمام مردم جشن گیرنده نوروز باشد!

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388 و ساعت 3:2 |

امروز احمدی نژاد به کابل آمد تا با حامد کرزی ملاقات نماید. با اینکه موضوع اصلی مذاکرات هر دو رئیس جمهور معلوم نبود، احمدی نژاد و مشاورش دست با یاوه گویی زدند و از حضور نیروهای ائتلاف و نیروهای یاری به صلح در افغانستان به عنوان اشغال گر یاد کردند. این سخنان بیشتر عوام پسندانه است تا واقعی، زیرا مردم افغانستان به خوبی درک می کنند که در طول سالهای متمادی نقص همسایگان افغانستان به مردم ما چقدر زیاد رسیده است که شاید قابل بخشش نباشد. هم اکنون هم ایران و هم پاکستان متهم به حمایت از طالبان اند و دریافت چندین تن اسلحه ساخت ایران از دست طالبان حکایت گر همین اتهامات است.

اما امروز مشائی، مشاور احمدی نژاد، در یک سخنرانی در محفلی که به مناسبت گشایش یک نمایشگاه تجارتی مشترک افغانستان-ایران ایراد شد باز هم همان حرفهای پوچ قبلی را تکرار کرد، بدون اینکه متوجه عرف دپلماتیک باشد و یا درک اینکه مردم افغانستان اعتماد چندانی به مقامات دولت ایران ندارند.

صحبت های مشائی با واکنش حاضرین نمایشگاه مواجه شد و رئیس اتاق های تجارت افغانستان حرف های مشائی را رد کرد و عده زیادی از حاضرین نیز به رسم اعتراض، مجلس را ترک کردند. امید است مشائی و احمدی نژاد متوجه موقف ضعیف خود در افغانستان شده باشند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 و ساعت 10:11 |

در ماه های اخیر، تیم های ورزشی افغانستان موفقیت های گسترده ای به ارمغان آورده اند. قهرمانی تیم ملی بسکتبال و نائب قهرمانی تیم المپیک فوتبال در مسابقات جنوب آسیا و هم چنین قهرمانی تیم ملی کریکت در مقدماتی جام جهانی 20 آوره همه و همه حکایت از رشد ورزش کشور می کنند. با اینکه در ورزش های انفرادی، و خصوصاً رزمی، نیز ما موفقیت های خوبی داشتیم، اما پیروزی های رشته های ورزشی گروهی توجه را به خود بیشتر جلب کرد. دلیلش هم عدم موفقیت افغانستان در ورزش های گروهی بوده است.

از این بابت، خیلی خوشحال هستم و امیدوارم رکورد موفقیت های تیم های ملی کشورمان هم چنان ادامه یابد.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 و ساعت 23:52 |
ماه هاست که درس نخوانده ام. راستش از زمانی که درس ماستری ام تمام شد، خیلی به فکر درس خواندن و مطالعه نبودم. شاید این حالت از تاثیر فشارهایی بود که در هنگام درس خواندن در امریکا برایم پیش آمده بود. اما از حالا مجبور هستم بیشتر درس بخوانم. تصمیم گرفته ام در یک دانشگاه خصوصی تدریس کنم. البته فقط یک مضمون تدریس خواهم کرد.

از زمان محصلی مضمون حقوق اساسی مقایسوی را دوست دارم. خیلی علاقه دارم حقوق اساسی کشور خود را با دیگر کشورها مقایسه کنم. این خودش یک ماجراست! حس من این است که اکثر محصلین حقوق این مضمون را دوست دارند.

چندین کتاب را پیدا کنم و مطالعه کنم. کتابی که حالا می خوانم نوشته یک استاد دانشگاه تهران است. با اینکه موضوعات را خوب بیان کرده، اما کمی و کاستی زیاد هم دارد. خیلی جاها را به اشتباه نوشته و مثلاً در مورد حقوق اساسی افغانستان چیزهایی نوشته که اصلاً قابل قبول نیست. همین طور در مورد صلاحیت قوه قضائیه آمریکا.

 تدریس کار آسانی نیست و استاد باید کاملاً آماده باشد، به همین خاطر این روزها و شب ها بیشتر حقوق اساسی می خوانم. فکر کنم فصل شلوغی پیش روی خواهم داشت.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت 23:48 |

صدای انفجار در هر کجا شنیده می شود، صدای تفنگ و راکت. چند لحظه پیش صدای انفجار دروازه دفتر ما را شکستاند، انفجار در چند صد متری ما صورت گرفته بود. تلویزیون صحنه های وحشتناک جنگ را نشان می دهد، وضعیت کاملاً غیر نورمال است. به اما اجازه نمی دهند تا از دفتر خود خارج شویم، دوستان تلفون می کنند و از وضعیت خودم می پرسند، عده ای هم در انترنت و فیس بوک از تحولات می نویسند. این طور وضعیت را تا حالا ندیده بودم، نترسیده ام و ولی خیلی متاثر هستم. دلم به حال این کشور می سوزد، به حال کسانی که کشته می شوند و فامیل هایشان داغ دار می شوند، به آنهائی که زخمی می شوند و به آنهائی که در ترس و دلهره بسر می برند.

امروز قرار بود 14 تن از وزرای تائید شده توسط پارلمان سوگند یاد کنند، اما به نظر می رسد طالبان مانع این کار شده باشند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 و ساعت 2:36 |

امروز ششم جدی برابر است با سی امین سال تجاوز ارتش شوروی به خاک افغانستان. هر چند رهبران شوروی چه در گذشته و چه در حال ادعا می کردند که آن کشور به دعوت دولت افغانستن خواسته تا آن دولت را کمک کند، ولی کسی به آن حرفها باور نمی کند. نه یک دولت مشروع بر سر قدرت بود تا بتواند تقاضای کمک از سایر اعضای سازمان ملل متحد بنماید و نه هم احتیاج به چنین کمکی وجود داشت. به همین دلیل بود که کشورهای غربی به ویژه آمریکا در صدد بر آمدند تا عمل شوروی را ذریعه قطعنامه ای توسط شورای امنیت محکوم کنند. اما تمام تلاش ها بی فایده بود، زیرا شوروی عضو شورای امنیت بود و راه را بر تصویب هر گونه قطعنامه علیه خود می بست.

مبارزات مردم افغانستان که ماه ها پیش علیه دولت کودتا آغاز شده بود با حمله شوروی شدت بیشتری گرفت. جنگ در افغانستان فراگیر شده بود. اکثریت ملت افغانستان دست به قیام و ایستادگی علیه کمونستان و نیروهای شوروی زدند. در این راه کشورهای همسایه، عرب، اروپائی و آمریکا نیز به مجاهدین کمک می نمودند. آمریکا و اروپا که مستقیماً نمی توانستند علیه شوروی بجنگند، افغانستان را میدان مناسبی برای زور آزمایی با رهبر بلوک شرق دانستند. افغانها با رشادت فوق العاده ای در برابر شوروی ها و دولت مورد حمایتشان ایستادگی گردند، در این راه کشته ها و زخمی های زیادی دادند و فامیل های متعددی را به مهاجرت به سایر کشورها فرستادند.

عوامل مختلفی باعث شد تا شوروی ها از حمله و اشغال افغانستان پشیمان شوند و به فکر خروج آبرومندانه گردند. به همین خاطر بود که آنها معاهده جنوا را امضاء کردند و از افغانستان خارج شدند. دولت کمونستی مدت زیادی بعد از شوروی تاب نیاورد و به دست مجاهدین سقوط کرد. دولت مجاهدین خیلی بی نظم بود و از آن جائی که هر گروه مجاهدین از یک کشور خارجی حمایت می شد، زمینه یک جنگ داخلی را مهیا ساخت. در واقع جنگهای داخلی دهه هفتاد در کابل و سایر شهرها ادامه بحرانی بود که در ثور 1357 و سپس در شش جدی سال بعد آن با تجاوز ارتش شوروی آغاز شده بود. جنگهای داخلی سبب دلخوردگی مردم از گروه های مجاهدین شد و زمینه را برای ورود گروه طالبان در صحنه افغانستان آماده کرد.

طالبان در جنگ های متعدد توانستند اکثریت خاک افغانستان را بدست بگیرند و امنیت را در آن مناطق حاکم سازند. هر چند امنیتی را که طالبان ایجاد کرده بود به مانند امنیت برای زندانیان یک زندان است، اما تعداد زیادی مردم حسرت امنیت آن دوران را می خورند. مهمترین عوامل که باعث شد طالبان مورد قبول مردم خصوصاً در شمال، مرکز و غرب کشور قرار نگیرند، نگاه و ترکیب قومیتی آنها بود. طالبان متشکل از پشتونها بود که کمتر در کنار خود اعضای غیر پشتون داشتند و یا هم اگر داشتند در رده های خیلی پائین. دیگر عوامل شامل ایجاد محدودیت به زنان و محدودیت بر استفاده از آزادی های اساسی مردم بود. بعد از ترور احمد شاه مسعود، فرمانده قدرتمند ائتلاف شمال در نهم سپتمبر 2001، طالبان و اکثریت مردم افغانستان به این عقیده رسیده بودند که مقاومت ائتلاف شمال در هم خواهد شکست. با این حال حملات القاعده به نیویورک و واشنگتن تمامی این باورها و معادلات را در افغانستان برهم زد. طالبان چند ماه بعد به زیر کشیده شدند و یک اداره موقت به رهبری حامد کرزی و با ترکیب تمامی گروه های ذیدخل در افغانستان تشکیل شد. این اداره جدید اما طالبان را با خود نداشت.

از نگاه نظامی، اداره جدید خیلی ضعیف بود و وابسته به ملیشه های مجاهدین و نیروهای ائتلاف و حافظ امنیت سازمان ملل متحد. خیلی ها از ورود نیروهای آمریکائی به افغانستان به منظور سرکوب کردن طالبان استقبال کردند، اما دیری نگذشت که مخالفتها در مقابل آمریکائی ها بالا گرفت. از چند سال قبل این سوال برای اکثریت افغانها پیدا شده است که تفاوت میان تجاوز شوروی ها به افغانستان و حضور آمریکا در این کشور چه می باشد. ظاهراً تفاوت زیادی میان حمله شوروی و آمریکا به افغانستان وجود دارد: نیروهای شوروی بدون مجوز به افغانستان حمله کردند و با خود یک رهبر دست نشانده، یعنی ببرک کارمل، را به کابل آوردند. شوروی ها در سرکوب مردم افغانستان هیچ رحمی نداشتند و بدون هدف مردم غیر نظامی را مورد حمله قرار می دادند. به همین علل، حمایت مردم را نیز با خود نداشتند. بر عکس نیروهای آمریکائی به اشاره سازمان ملل متحد به افغانستان آمده اند. بر علاوه، حامد کرزی هر چند از طرف آمریکا حمایت می شد اما از سوی گروه های مجاهدین در اجلاس بن به عنوان رئیس اداره موقت انتخاب شد و به شکل مسالمت آمیز قدرت را از برهان الدین ربانی رئیس دولت اسلامی افغانستان بدست گرفت. نیروهای آمریکائی هم چنین افغانها را     در مبارزه با تروریزم که متوجه هر دو کشور است یاری می رسانند و در حمله به اهداف غیر نظامی نیز به تناسب شوروی ها محتاط اند، هر چند انتقادات شدیدی نسبت به آنها در این زمینه وجود دارد.

با این حال، نتیجه حمله هر دو کشور به افغانستان حضور نیروهای بیگانه در کشور است. با طولانی شدن حضور نیروهای خارجی در افغانستان، مردم کم کم به این باور رسیده اند که وقت خروج این نیروها از افغانستان سر رسیده است و در عوض باید نیروهای افغان تقویت شوند تا امنیت کشور را حفظ کنند. استراتژی جدید اوباما یک روزنه است، روزنه ای که می تواند به خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان بانجامد. با این حال، باید محتاط بود تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان، کشور را در دامان نیروهای طالبان نیندازد.

با اینکه امروز تصاویر تلویزیونی یک بار دیگر خاطره حمله شوروی به افغانستان را زنده می سازد، برای مردم افغانستان شاید تفاوت زیادی وجود نداشته باشد؛ بیگانه، بیگانه است.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 6:53 |

روز پنج شنبه این هفته، کرزی دوران پنج ساله ریاست جمهوری انتصابی اش را آغاز می کند. وی که نتوانست در دور اول انتخابات آرای کافی بیاورد، بعد از انصراف دکتر عبدالله از نامزدی اش از سوی کمیسیون انتخابات به ریاست جمهوری انتصاب شد. کرزی این روزها تحت فشار زیاد است تا خواست های کشورهای دیگر را مبنی بر مبارزه با فساد قبول کند. هرچند این خواست ها می تواند مداخله تلقی شود، اما توصیه ها و هشدارهای بجایی هستند و کرزی و هر افغان باید این توصیه ها را بپذیرد، زیرا همه به صلاح افغانستان هستند.

بعد از مراسم تحلیف، نوبت به معرفی وزراء به پارلمان می رسد. هنوز معلوم نیست که چه افرادی وارد کابینه وی خواهند شد، اما آنچه معلوم است این است که کابینه تغییرات گسترده ای را به خود خواهد دید. امید اینکه این بار کرزی اشخاص لایقی را به پارلمان معرفی کند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 10:51 |

دیروز روز شکست دموکراسی در افغانستان بود. بعد از دو ماه کلنجار، مردم انتظار نتیجه یک انتخابات دموکراتیک را داشتند که به ناگاه کمیسیون انتخابات حامد کرزی را به عنوان رئیس جمهور اعلان کرد. قانون اساسی افغانستان دور دوم انتخابات را پیشبینی کرده است، اما کمیسیون انتخابات دلایل اقتصادی، امنیتی و جوی را دلیل تصمیم خود اعلان کرد. به هر حال، حامد کرزی را دیگر نمی توان رئیس جمهور منتخب نامید، بلکه وی رئیس جمهوری منتصب است که سایه اش را ملت افغانستان باید تا پنج سال دیگر تحمل کند. اما در اقدامی شگفت انگیز تر، بان کی مون که باید طلایه دار صلح و عدالت جهانی باشد، به کابل سفر کرد و اولین کسی بود که به رئیس جمهور منتصب افغانستان تبریک گفت. به این ترتیب، سازمان ملل نیز وارد معاملات مافیای قدرت شد و ارج و اعتباری را که خیلی از مردم افغانستان به آن داشتند از دست داد. به جای بود که حامد کرزی به تنهایی در دور دوم انتخابات شرکت می کرد و برنده ای سر بلند بر چوکی ریاست جمهوری تکیه می زد. این عمل کمیسیون سابقه ای بد برای آیندگان گذاشت. آینده ها به تبع همین تصمیم به آرای مردم احترام نخواهند گذاشت و به دنبال نهادهایی خواهند گشت تا آنها را بر مسند قدرت بنشاند.

به هر حال، این مصیبت بزرگ را به ملت افغانستان تسلیت می گویم و آرزو دارم روزی مردم بتوانند با رای خود سرنوشتان را رقم بزنند و دیگر بازی دست سازمان ملل، غرب و شرق و عده ای آدم خود فروخته نشوند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 5:8 |

زندگی عجیبی است. هر طرف انفجار و صدای بمب. هر وقت انفجار می شود همه کوشش می کنند در جای گوشه ای بروند، نزدیک کلکلینها نباشند و همه مصروف زنگ زدن به خانواده شان هستند واز وضعیت سلامتی شان خبر می دهند. همین چند لحظه پیش صدای دو انفجار از نزدیکی محل کارمان شنیده شد، هنوز نمی دانم کجا است، ولی صدای هلی کوپترهای که در فضای کابل می چرخند خیلی نزدیک است. اخبار عاجل تلویزیون هم هر لحظه پخش می شود. همین اکنون به خبر تلویزیون که می گوید موشکی در چند صد متری دفتر ما اصابت کرده است را می شنوم. نمی دانم چه کنم، همه دلهره دارند، خود را با وبلاگ نویسی مشغول می کنم. راه بازگشت هم نیست، سرکها خطرناک تر از ساختمان ها هستند. طالبان مسئولیت حمله ها را به دوش گرفته اند. در منطقه شیرپور امروز هفت انتحار کننده به مهمانخانه سازمان ملل حمله کرده و حد اقل چهار غیر نظامی خارجی را کشته اند، اما موشکهای چند لحظه پیش به هوتل کابل سرینا اصابت کرده اند. کابل سرینا در مرکز شهر کابل قرار دارد. صدای امبولانس ها نیز هم اکنون به گوش می رسد-شاید ده ها انسان بی گناه دیگر کشته و زخمی شده باشند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 23:26 |

امروز سر انجام  کمیسیون شکایات انتخاباتی افغانستان رای به باطل نمودن تعداد زیادی از آرای مربوط به حامد کرزی داد. این ابطال به سبب کاربرد گسترده تقلب از سوی طرفداران کرزی در دور اول انتخابات بوده است. بدین ترتیب، به نظر می رسد افغانستان در مدت کوتاهی شاهد دور دوم انتخابات باشد، زیرا حامد کرزی فقط توانسته است 48 درصد آرا را به خود اختصاص دهد. از این تصمیم احتمالاً بیشتر از همه کمپاین عبد الله عبد الله و جبهه ملی افغانستان خرسند خواهند بود، زیرا توانسته اند حامد کرزی را از پیروزی در دور اول باز بدارند.

دور دوم هر چند با چالش های فراوانی مواجه است، اما کمک بزرگی خواهد بود به ملت سازی در افغانستان. حامد کرزی و عبدالله عبد الله که از اقوام مختلف افغانستان نمایندگی می کنند نشان دادند که در میان همه اقوام صاحب طرفداران خود هستند و می توانند آرای مردم را بین خود تقسیم نمایند. از سوی دیگر، دور دوم انتخابات نشاندهنده این امر نیز هست که سرنوشت افغانستان را همه اقشار مردم افغانستان باید تعیین کنند و نوبت یکه تازی و دیکتاتوری قومی گذشته است. صرف نظر از اینکه برنده دور دوم انتخابات چه کسی باشد، جبهه ملی به عنوان حزب مخالف دولت قوت بیشتر خواهد گرفت، زیرا کاندید مورد نظر آنها توانسته از پیروزی کرزی در دور اول انتخابات پیشگیری نماید.

و  اما ملموس ترین نتیجه دور دوم انتخابات همانا احیای نسبی اعتماد مردم به روند انتخابات است. اگر کرزی در دور اول انتخابات پیروز میشد، اعتماد مردم، هم حامیان و هم مخالفین کرزی، به انتخابات از میان می رفت، زیرا مردم شاهد کاربرد گسترده تقلب عمدتاً از سوی حامیان کرزی بوده اند. در دور دوم انتخابات، هر دو رقیب فرصت بیشتری پیدا می کنند تا کمپاین بهتری ارائه دهند و با استخدام ناظرین بیشتر از تقلب در انتخابات پیشگیری نمایند.

 

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 11:15 |

باز هم قلب های زیادی شکسته شد، باز هم دختران و پسران در انتظار پدر، مادر و یا برادر خود هستند، باز هم شیون و گریه است، باز هم کودکانی بیشتر یتییم شده اند. انفجار امروز کابل خانواده های زیادی را داغ دار ساخت و افغانستان را بار دیگر در ماتم فرو برد. حد اقل هفت تن از هموطنان ما شهید و شصت و هفت نفر دیگر نیز زخمی شده اند. هدف حمله انتحاری یک موتر خارجی ها بوده، ولی قربانیان، غیر از یک پولیس، همه غیر نظامی بوده اند.

خداوند به قربانیان اجر عظیم، و به خانواده های آنها صبر جمیل اعطا کند.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 2:7 |

درماه در ستاره

هرشب هواي كوچه دلدار ميكنم
دل را تسلي از در و ديوار ميكنم

از بسكه با خيال وي آغشه ميشوم
هر ذره را خيال سپيدار ميكنم

با جفت كفتر نه ي پر چال بام شان
از دور دور قصه ي بسيار ميكنم

آنجا براي دفع گمان بد كسان
تمثيل نقش مردم هوشيار ميكنم

نذرانه ي مراد همه سيم و زر بود
من نان گرم نذر رخ يار ميكنم

درماه، در ستاره ي شام و غروب شهر
او را تمام باغچه ديدار مي كنم

از جنس دل ز سينه دكاني گشوده ام
سرتا به پاي عشقم و بازار ميكنم

كابل ‌‌- قوس ‌- ۱۳۶۶

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 5:45 |

چند روزی می شود که کار جدیدی شروع کردم. تمرکزم بیشتر سر موضوعات مربوط به رفع خشونت علیه زنان است. هر چند من باید جنبه های حقوقی موضوعات را جستجو و ارزیابی کنم، اما در جریان کار با پدیده های تازه ای بر می خورم. در کل، از کار جدیدم خشنودم. همکاران خوبی هم دارم. تنها چیزی که مرا کمی آزار می دهد تشریفاتی بودن زیادی در داخل وزارت امور خارجه است. همه کت و شلوار دارند، و نکتائی می زنند، خیلی مودب صحبت می کنند و "صاحب، صاحب" زیاد می گویند. امید دارم کار من و همکارانم نتیجه خوبی داشته و بتواند تغییر مثبتی در زندگی زنان افغانستان ایجاد نموده و تصویر بهتری از زنان افغانستان به جهانیان معرفی بدارد.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 6:8 |
انتخابات افغانستان امسال صرف نظر از تقلب و مشکلات امنیتی و تخنیکی، با مشکلات قانونی نیز مواجه بود. در قدم اول، حکم قانون اساسی مبنی بر اینکه کار رئیس جمهور در اول جوزای سال پنجم ختم می شود مورد سوال قرار گرفت، و کمیسیون مستقل انتخابات استدلال کرد که به دلایل اقلیمی و امنیتی نمی تواند انتخابات در بهار بر گزار کند. موضوع دوم مشکل آفرین عدم شرایط سختگیرانه تر برای نامزدی در انتخابات بود، طوری که هر کس که شرایط خیلی ساده را پوره می کرد، می توانست در ریاست جمهوری، ولسی جرگه و یا شوراهای ولایتی خود را کاندید نماید. کمیسیون انتخابات با درک مشکلات قانونی، از پارلمان خواسته بود تا قانون انتخابات را تعدیل نماید. پارلمان نیز کار را روی قانون انتخابات از حدود دو سال پیش آغاز کرد. کمیسیون تقنین ولسی جرگه وظیفه بررسی اولیه قانون انتخابات را داشت، و این کمیسیون نیز یک کمیسیون فرعی متشکل از چهار عضو را تعیین کرد تا مشخصاً روی قانون انتخابات کار کنند. کمیسیون فرعی مجموعاً سیزده جلسه استماع عامه با اشتراک گروه های مختلف سیاسی بر گزار کرد و هم چنین نظرات متخصصین امور انتخابات را گرفت. در کل، کار این کمیسیون فرعی خیلی موفقانه پیش رفت و در نهایت نیز کمیسیون تقنین مصوبه خود را همراه با گزارش کاری کمیسیون فرعی چاپ و میان وکلا توزیع کرد.
جلسه عمومی پارلمان کار را روی قانون شروع کرد، اما با تصویب فقط قسمتی از قانون کار آن به بن بست رسید. مشکل از جائی آغاز شد که تعدادی از وکلاء، بیشتر فارسی زبانان و مخصوصاً هزاره ها، از تعلق گرفتن ده کرسی ولسی جرگه برای کوچی ها انتقاد کردند و خواهان کاهش این چوکی ها شدند. در مقابل، نمایندگان کوچی دست به دشنام زدند از این عمل آنها تعدادی از نمایندگان پشتون نیز حمایت کردند. کار به جائی نرسید، و ادامه کار بر سر قانون انتخابات مسکوت ماند. اما انتخابات اخیر نشان داد که تعدیل قانون انتخابات می توانست مشکلات زیادی را حل نماید، به همین دلیل ولسی جرگه در اولین جلسات خود بعد از انتخابات خواست روی قانون انتخابات کار را دوباره شروع کند. اما یک مشکل قانون مانع کار ولسی جرگه می شود.
قانون اساسی افغانستان گفته است که شورای ملی نمی تواند در سال آخر کاری اش در قانون انتخابات تعدیل بیاورد. منطقی هم هست، زیرا ولسی جرگه می تواند چند روز مانده به انتخابات ولسی جرگه شرایطی را وضع کند که به نفع خود وکیلان ولسی جرگه تمام شود. این که چرا عده ای از وکلاً خواهان آغاز کار روی قانون انتخابات در این زمان محدود و آن هم بعد از انتخابات هستند، خیلی معلوم نیست، اما آقای قانونی در جلسه پارلمان گفته است که تعدیل انتخابات می تواند از انارشیزم در انتخابات های آینده جلوگیری کند، و ضمناً اینکه نظر به قانون اساسی، سال پنجم تقنینی شورای ملی از حمل 1389 شروع می شود. به هر حال، هر گونه دلیلی از سوی ولسی جرگه غیر قابل توجیه است و ولسی جرگه صلاحیت قانونی ندارد تا در آخرین سال کاریش روی قانون انتخابات بحث نماید. زیرا تعریف سال تقنینی کاملاً مشخص است و ولسی جرگه کمتر از 365 روز به آخر عمرش بیشتر باقی نمانده است. برای پارلمان بهتر است خیلی قوانین دیگری را که منتظر تصویب و تعدیل هستند را تصویب و تعدیل نماید و حسرت فرصت از دست رفته را نخورد.
+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 10:22 |
در و دیوارهای شهر رنگین و منقش شده اند. پوسترهای نامزدان ریاست جمهوری و شورای ولایتی در هر کنج و کنار شهر دیده می شوند. دیدن تبلیغات انتخاباتی برایم احساس دیگری می دهد، احساس دگرگونی، خوشی و غرور. انتخابات دیگر پدیده تازه و نا شناخته ای برای مردم افغانستان نیست. ما حالا می دانیم که می توانیم سر نوشت خود را خود رقم بزنیم و نوبت دیکتاتورها و انتقال موروثی قدرت سپری شده است.
رقابت های انتخاباتی مدرن تر شده اند. هر نامزد تا جائی که توانسته کوشش کرده بهترین تصویر خود را برای مردم به نمایش بگذارد. در این میان زنان سبقت جسته و آراسته، آرایش شده و با لبخندها و اکت هایی شبه-سینمائی پوسترهای خود را چاپ کرده اند.
شعارها مشابه اند. همه نامزدان قصد دارند تا تمام مشکلات فرا راه امنیت، عدالت اجتماعی، اسقلال، حاکمیت ملی، اقتصاد و غیره غیره را حل کنند. اما در این میان هستند نامزد هائی که کوتاه گفته اند و کوشش کرده اند آنچه از دستشان می آید را به مردم قول دهند.
با اینکه تعدادی زیادی از مردم منتظر انتخابات اند، و از نامزدان مورد نظر خود حمایت و تبلیغ می کنند، عده ای هم انتقاد می کنند. تعدد کاندیداها باعث شده تا منتقدین از سردرگمی مردم هشدار بدهند. عده ای هم که به نظر می رسد از عدم تغییر در زندگی شان در چند سال گذشته شکایت دارند، وعده های نامزدان را توخالی و در حد یک وعده می دانند.
با این حال، خوشحال هستم، چون می بینم تعداد زیادی از جوانان نامزد شورای ولایتی شده اند. این امر نشان دهنده علاقه جوانان به رقم زدن سرنوشت سیاسی و امید به تغییر است. نمی توانم با تعدد کاندیداها نیز مخالف باشم. عقیده دارم که هر کس را که مردم دوست داشته باشند، به او رای می دهند نباید این حق را به بهانه های مختلف از مردم گرفت. تعدد کاندیداها بر رقابت میان نامزدان می افزاید و مردم می توانند بهترین نامزد مورد نظر خود را پیدا کنند. با گذشت زمان شعور سیاسی مردم بیشتر شده و آنهائی که توانائی کار در پست های انتخابی را نداشته باشند یا حمایت مردم را با خود نداشته باشند، اصلاً وارد کارزار انتخاباتی نخواهند شد.
شور و هیجان انتخاباتی در رسانه ها نیز موج می زند. در دو انتخابات قبلی تبلیغات خیلی ساده بود، اما حالا تا اندازه ای مدرن و پیچیده شده است. این بار تبلیغات تلویزیونی به مهمترین وسیله تبلیغاتی نامزدان ریاست جمهوری بدل شده است. مناظرات تلویزیونی هیجان انتخاباتی را بیشتر کرده است. روز نامه ها و صفحات انترنتی نیز مستثناء نیستند. تعدادی از نامزدان ریاست جمهوری برای مبارزات انتخاباتی خود وبسایت ساخته اند که به شکل منظم بروز می شوند. از یوتیوب و شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک به شکل گسترده استفاده می شود. حتی رنگها نیز به کارزار تبلیغاتی کاندیداها راه یافته است.
از اینکه برای سومین بار به پای صندوق رای می روم خوشحالم. حق رای را موهبتی می دانم که همه مان باید با رفتن به پای صندوق های رای قدرش کنیم. اما باید متوجه باشیم تا بهترین نامزد را انتخاب کنیم. پوسترهای پر زرق و برق، تبلیغات تلویزیونی، سخنرانی های پر حرارت و مناظرات نامزدان همه وسایلی اند تا ما با نامزدها و برنامه هایشان آشنا شویم و بهرین نامزد را انتخاب کنیم.
در انتخابات شرکت خواهم کرد. به کسی رای خواهم داد که برنامه هایش را برای کشورم مفید بیابم. شناخت از شخصیت و برنامه های نامزدها لازم است، زیرا با شرکت در انتخابات، سرنوشت خود را رقم می زنیم.
+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 10:21 |
با نزدیک شدن انتخابات افغانستان، بازار حمایت از نامزدان ریاست جمهوری نیز داغ شده است. هر نامزد در تلاش این است تا سایر نامزدان را به نفع خود از انتخابات منصرف سازد، و هم چنین حمایت رهبران قومی، دینی و منطقوی را بدست آورد. در این میان، حامد کرزی از همه بیشتر سبقت گرفته و تا توانسته با معاملات کوچک و بزرگ حمایت تعدادی از بزرگان قومی و متنفذین را بدست آورد. شاید مهمترین این افراد محمد قسیم فهیم، کریم خلیلی، محمد محقق، رشید دستوم، رسول سیاف، سید جعفر رهبر اسماعیلیه های افغانستان گل آغای شیر زوی باشد. دکتر عبد الله نیز توانسته حمایت تعدادی دیگر از متنفذین را بدست آورد. محمد عطا نور، برهان الدین ربانی، سید اسحاق گیلانی، نمایندگان هزاره در پارلمان، عرفانی، اکبری و تعدادی از سر کردگان حزب جنبش ملی در قطار حمایت کنندگان او هستند. تا اکنون اسماعیل خان غائب بزرگ این معرکه است.
هر چند احتمال دارد پست دولتی اسماعیل مانع این شده باشد تا وی علناً از کسی حمایت کند، ولی یقییناً که وی در حال سبک و سنگین کردن گزینه های متعدد بوده است. انتخاب منطقی و قابل انتظار از اسماعیل این است تا وی حمایت خود را از دکتر عبدالله که از طرف جبهه ملی مورد حمایت است اعلان نماید، زیرا اسماعیل خان از جمله اعضای عمده این جبهه است. بر علاوه، سابقه جهادی اسماعیل خان نیز بیشتر با عبد الله نزدیکی دارد تا کرزی. اما آوازه ها حکایت از این دارد که وی با کرزی وارد معامله شده و در روزهای آینده حمایت خود را از وی اعلان خواهد کرد. تعدادی از وب سایتهای هرات نوشته اند که تعداد زیادی پوسترهای کرزی به همراه دکتر اسپنتا و اسماعیل خان آماده شده است و با آمدن کرزی به هرات در میان مردم توزیع می گردد. در همین روز، اسماعیل خان حمایت خود را از کرزی اعلان خواهد کرد. اما آیا اسماعیل خان دست به کار درستی می زند؟
اسماعیل خان در بین مردم هرات هواداران زیادی دارد. این هواخواهی بیشتر ناشی از نقش اسماعیل خان در مبارزه با نیروهای شوروی و گروه طالبان و هم چنین مدیریت قوی او در بازسازی هرات در دوره دوم ولایت او در هرات می باشد. واقعیت این است که از زمانی که اسماعیل خان از مقام ولایت هرات بر کنار شد، بازسازی در هرات افت داشته و هرگز برای مردم هرات قناعت بخش نبوده است. در زمان بر کناری اسماعیل خان از ولایت، مردم زیادی به سرکها ریختند و حتی با نظامیان آمریکائی در گیر شدند که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم گردید. قبل از آن، هرات از طرف، از جنوب توسط امان الله قوماندان پشتون شیندند، از شمال توسط ظاهر نائب زاده و از شرف نیز توسط حامیان ملا خداداد مورد حمله قرار گرفت، تا اینکه زلمی خلیلزاد پا در میانی کرد و آتش فتنه را به نفع کرزی و به قیمت بر کناری اسماعیل خان خاموش کرد. قبل بر این نیز اسماعیل خان پسر بزرگش میرویس صادق را به وسیله ظاهر نائب زاده قوماندان که مورد حمایت کرزی بود از دست داد. پس از آن، اسماعیل خان اذعان کرد که در این حوادث دولت مرکزی به رهبری کرزی دست داشته است، چیزی که مورد تائید تحلیل گران مخالف اسماعیل خان از جمله دکتر اسپتنا نیز قرار گرفت. با در نظر داشت این واقعات، پیوستن اسماعیل خان به حکومت کرزی از همان اول عجیب به نظر می رسید، اما او هرگز از کرزی علناً حمایت نکرد و با اینکه در انتخابات قبلی از یونس قانونی هم حمایت نکرد، حامیان خود را اجازه داد تا به شکل گسترده به نفع قانونی فعالیت نمایند. اگر اسماعیل خان از کرزی در انتخابات علناً حمایت کند، باعث افت شخصیت وی در هرات می گردد.
در اولین گام، اسماعیل خان خود را با کسانی مثل ملا خداداد برابر خواهد کرد و با آنها در یک جبهه قرار می گیرد. این چیزی است که مردم هرات از اسماعیل خان انتظار ندارند. در قدم دوم برای مردم هرات سوال خلق خواهد شد که اسماعیل خان به چه قیمتی با کرزی معامله کرده تا از وی حمایت کند حمایت اسماعیل خان از کرزی به معنی تائید پالیسی های کرزی در مورد هرات است، این در حالی است که وضعیت کنونی به هیچ وجه مورد قبول مردم هرات نیست. وضعیت امنیتی در بدترین شکل آن وجود دارد. مردم از ترس اختطاف ها و دزدی ها آرام نیستند، و در سه سال اخیر هرات شاهد دو اعتصاب سر تاسری بوده است. برای مردم هرات سوال خلق می شود که اسماعیل خان آنها را به چه قیمت در معامله گذاشته است. آیا مردم هرات خود نمی دانند که چه کنند و به چه شخصی رای دهند که بعداً اسماعیل خان به نمایندگی از مردم از کرزی حمایت کند؟ آیا مردم از این پس نیز به سوی اسماعیل خان به عنوان یک رهبر خواهند دید یا یک معامله گر؟ و آیا هیچ تضمینی وجود دارد که مردم هرات از اسماعیل خان پیروی کنند و واقعاً رایشان را به نفع کرزی به صندوق بیندازند؟
مردم هرات به آن حد شعور سیاسی رسیده اند تا در موضوع مهمی مثل انتخابات چگونه تصمیم بگیرند و شاید ضرورت اینکه کسی دیگر به نمایندگی از مردم هرات از یک نامزد حمایت کند وجود نداشته باشد. شاید بهترین گزینه برای اسماعیل خان این باشد تا سکوت خود را در مورد انتخابات ادامه دهد، تا نه موقفش در میان مردم هرات از بین برود، و نه هم در صورت پیروزی کرزی، وزارتش از دست.
+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 10:20 |

حتی قبل از اختتام مهلت ثبت نام برای نامزدی ریاست جمهوری افغانستان، بر نامه صرف نظر کردن از نامزدی خود به نفع نامزدان دیگر آغاز گردید. گل آغا شیر زوی، والی ننگرهار، که گفته می شد یکی از نامزدان احتمالی ریاست جمهوری است و حتی حمایت باراک اوباما را نیز با خود دارد به نفع کرزی از نامزدی اش انصراف داد. علی احمد جلالی و انور الحق احدی نیز بدون اینکه از کسی حمایت کنند،  چنین کردند. از 41 نامزد باقیمانده تا حال 4 تن آنها از نامزدی خود به نفع نامزدان دیگر کنار رفتند که این اقدام چندان هم قابل توجه نبوده است، زیرا این 4 نامزد اشخاصی مشهور و با قدرت در صحنه سیاسی افغانستان به حساب نمی آمدند و توقع هم نمی رفت تا آرای زیادی بدست آورند. در این میان آوازه هائی نیز از انصراف نامزدان پیشتاز به نفع نامزد پیشتاز دیگر بگوش می رسد. باری شنیده شد که کرزی به نفع عبدالله کنار می رود، یا اینکه ع%�ین المللی، وی یکی از رقبای اصلی کرزی به شمار می رود. شاید همین نکته بوده است که کرزی به گفته آقای احمد زی �8��%A مرتبه با وی تماس شده تا از نامزدی اش به نفع کرزی بگذرد و در عوض پست مهم ریاست اجرایوی را بدست آورد. هر چند تف حال، آقای احمد زی احتمال پیوستنش را به کرزی رد نموده است و معلوم هم نیست که پست ریاست اجرایوی به اساس قانو� ا�ساسی افغانستان چه موقف حقوقی می تواند داشته باشد.  

 

به نظر می رسد که کرزی از جایگاه خود در میان مردم مطمئن نیست و به همین علت تلاش کرده با هر متنفذ، بزرگ قومی، قوماندان سابق و یا رهبر دینی معامله نموده، وعده وزارت و ولایت بدهد و حتی بزرگترین قاچاق بران مواد مخدر را عفو و رها نماید تا از این طریق بتواند آرای مردم طرفدار افراد مذکور را بدست آورد. با این حال، بی کاری، فساد در حکومت، بی امنیتی و نبود یک بر نامه مدیریتی درست برای کشور باعث شده تا کرزی نتواند روی آرایی که این رهبران و متنفذین قولشان را داده اند حساب کند. به همین لحاظ، کرزی در فکر راه جایگزین افتاده و در پی این است تا یکی از عمده ترین رقبای خود را در کنار خود آورده و عرصه را بر رقیب قدرمتند خود دکتر عبدالله تنگ بسازد. اشرف غنی احمد زی می تواند به شکل گسترده آرای کرزی را که بیشتر از مناطق پشتون نشین جنوب و شرق  کشور بدست می آید را به خود اختصاص دهد و مانع پیروزی کرزی حد اقل در دور اول انتخابات شود. بر علاوه، در صورت پیوستن احمد زی به کرزی، کرزی می تواند ادعا کند که از نگاه اقتصادی اشرف غنی شخص مناسبی است که می تواند در برنامه های اقتصادی حکومت آینده تغییرات عمده ای را وارد سازد. در صورت وقوع چنین سناریویی، برنده اصلی آقای کرزی است، چون توانسته قسمت بیشتر آرای جنوب را به خود اختصاص دهد. اما با�="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl">بر علاوه، سیستم کنونی حکومتی کاملاً آغشته به فساد است و آوردن تغییر در آن کار ساD9�ۈ7 ای نیست. اشرف غنی که فقط جزئی از این نوع سیستم خواهد بود، نمی تواند و نه هم قانون برایش این اجازه را داده �Cر%Dت تا بجای رئیس جمهور دست به مبارزه علیه فساد در تمام سطوح دولتی بزند. شخص کرزی نیز که در طی هشت سال گذشته ث�%ر�%8� ساخته است که تمایل و توانائی مبارزه با فساد را ندارد. در این صورت شعار مبارزه و ریشه کردن فساد اشرف غنی ند �%2 تحقق نخواهد یافت.

موضوع دیگر که �%8فراد وفادار خود بسازد. به عنوان مثال، اشرف غنی احمد زی خواستار از میان بر داشتن ریاست اداره امور و وزارت اقتصاد است، چیزی که کرزی مخالف آن است. زیرا کرزی به پست هائی ضرورت دارد تا افراد مورد نظر خود را در آنها جای بدهد. در چنین سناریوئی، دست و بال اشرف غنی بسته خواهد بود و وی موفق به اجرای برنامه های خود نخواهد بود.

بر علاوه، سیستم کنونی حکومتی کاملاً آغشته به فساد است و آوردن تغییر در آن کار ساده ای نیست. اشرف غنی که فقط جزئی از این نوع سیستم خواهد بود، نمی تواند و نه هم قانون برایش این اجازه را داده است تا بجای رئیس جمهور دست به مبارزه علیه فساد در تمام سطوح دولتی بزند. شخص کرزی نیز که در طی هشت سال گذشته ثابت ساخته است که تمایل و توانائی مبارزه با فساد را ندارد. در این صورت شعار مبارزه و ریشه کردن فساد اشرف غنی نیز تحقق نخواهد یافت.

موضوع دیگر که می تواند مانع اجرای برنامه های اشرف غنی احمدی زی شود، حضور گسترده مخالفین احمدزی در تیم کرزی است. محمد قسیم فهیم، کریم خلیلی، محمد محقق، عبد الرب رسول سیاف، مجددی، عبد الرشید دستوم و تعدادی دیگر از متنفذین قومی کسانی هستند که نه تمایل به حمایت از برنامه های آقای احمد زی دارند و نه هم به او اجازه قدرتمند شدن را می دهند. کرزی در واقع، در ازای حمایت این اشخاص از او، قدرت را بین آنها تقسیم کرده است و چه بسا وزارتخانه هائی را که اشرف غنی احمد زی برای اصلاحات مهم می داند جزء مثلاً پنج وزارتخانه ای باشد که برای آقای محقق وعده داده شده است. به این دلیل نیز اشرف غنی احمدزی با پیوست به کرزی نمی تواند در پیاده کردن برنامه هایش موفق باشد.

در صورت وقوع سناریوی انصراف احمد زی به سود کرزی، طرفداران وی که کم هم نیستند، از وی دلسرد شده و شاید حاضر نباشند به حمایت خود از وی ادامه دهند. شخصیت آقای احمد زی نیز که خود را طلایه دار اصلاحات آینده می داند زیر سوال خواهد رفت زیرا با معاملاتی که کرزی بر سر حکومت آینده تا حال انجام داده است، بعید است زمینه ای برای اصلاحات وجود داشته باشد. در صورت شکست برنامه های احمد زی در حکومت کرزی، استعفای آقای احمد زی از مقام احتمالی اش دور از امکان نیست.  

 

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 0:29 |

با نزدیک شدن انتخابات افغانستان، بازار حمایت از نامزدان ریاست جمهوری نیز داغ شده است. هر نامزد در تلاش این است تا سایر نامزدان را به نفع خود از انتخابات منصرف سازد، و هم چنین حمایت رهبران قومی، دینی و منطقوی را بدست آورد. در این میان، حامد کرزی از همه بیشتر سبقت گرفته و تا توانسته با معاملات کوچک و بزرگ حمایت تعدادی از بزرگان قومی و متنفذین را بدست آورد. شاید مهمترین این افراد محمد قسیم فهیم، کریم خلیلی، محمد محقق، رشید دستوم، رسول سیاف، سید جعفر رهبر اسماعیلیه های افغانستان گل آغای شیر زوی باشد. دکتر عبد الله نیز توانسته حمایت تعدادی دیگر از متنفذین را بدست آورد. محمد عطا نور، برهان الدین ربانی، سید اسحاق گیلانی، نمایندگان هزاره در پارلمان، عرفانی، اکبری و تعدادی از سر کردگان حزب جنبش ملی در قطار حمایت کنندگان او هستند. تا اکنون اسماعیل خان غائب بزرگ این معرکه است.

هر چند احتمال دارد پست دولتی اسماعیل مانع این شده باشد تا وی علناً از کسی حمایت کند، ولی یقییناً که وی در حال سبک و سنگین کردن گزینه های متعدد بوده است. انتخاب منطقی و قابل انتظار از اسماعیل این است تا وی حمایت خود را از دکتر عبدالله که از طرف جبهه ملی مورد حمایت است اعلان نماید، زیرا اسماعیل خان از جمله اعضای عمده این جبهه است. بر علاوه، سابقه جهادی اسماعیل خان نیز بیشتر با عبد الله نزدیکی دارد تا کرزی. اما آوازه ها حکایت از این دارد که وی با کرزی وارد معامله شده و در روزهای آینده حمایت خود را از وی اعلان خواهد کرد. تعدادی از وب سایتهای هرات نوشته اند که تعداد زیادی پوسترهای کرزی به همراه دکتر اسپنتا و اسماعیل خان آماده شده است و با آمدن کرزی به هرات در میان مردم توزیع می گردد. در همین روز، اسماعیل خان حمایت خود را از کرزی اعلان خواهد کرد. اما آیا اسماعیل خان دست به کار درستی می زند؟

اسماعیل خان در بین مردم هرات هواداران زیادی دارد. این هواخواهی بیشتر ناشی از نقش اسماعیل خان در مبارزه با نیروهای شوروی و گروه طالبان و هم چنین مدیریت قوی او در بازسازی هرات در دوره دوم ولایت او در هرات می باشد. واقعیت این است که از زمانی که اسماعیل خان از مقام ولایت هرات بر کنار شد، بازسازی در هرات افت داشته و هرگز برای مردم هرات قناعت بخش نبوده است. در زمان بر کناری اسماعیل خان از ولایت، مردم زیادی به سرکها ریختند و حتی با نظامیان آمریکائی در گیر شدند که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم گردید. قبل از آن، هرات از طرف، از جنوب توسط امان الله قوماندان پشتون شیندند، از شمال توسط ظاهر نائب زاده و از شرف نیز توسط حامیان ملا خداداد مورد حمله قرار گرفت، تا اینکه زلمی خلیُزاد پا در میانی کرد و آتش فتنه را به نفع کرزی و به قیمت بر کناری اسماعیل خان خاموش کرد. قبل بر این نیز اسماعیل خان پسر بزرگش میرویس صادق را به وسیله ظاهر نائب زاده قوماندان که مورد حمایت کرزی بود از دست داد.  پس از آن، اسماعیل خان اذعان کرد که در این حوادث دولت مرکزی به رهبری کرزی دست داشته است، چیزی که مورد تائید تحلیل گران مخالف اسماعیل خان از جمله دکتر اسپتنا نیز قرار گرفت. با در نظر داشت این واقعات، پیوستن اسماعیل خان به حکومت کرزی از همان اول عجیب به نظر می رسید، اما او هرگز از کرزی علناً حمایت نکرد و با اینکه در انتخابات قبلی از یونس قانونی هم حمایت نکرد، حامیان خود را اجازه داد تا به شکل گسترده به نفع قانونی فعالیت نمایند. اگر اسماعیل خان از کرزی در انتخابات علناً حمایت کند، باعث افت شخصیت وی در هرات می گردد.

در اولین گام، اسماعیل خان خود را با کسانی مثل ملا خداداد برابر خواهد کرد و با آنها در یک جبهه قرار می گیرد. این چیزی است که مردم هرات از اسماعیل خان انتظار ندارند. در قدم دوم برای مردم هرات سوال خلق خواهد شد که اسماعیل خان به چه قیمتی با کرزی معامله کرده تا از وی حمایت کند حمایت اسماعیل خان از کرزی به معنی تائید پالیسی های کرزی در مورد هرات است، این در حالی است که وضعیت کنونی به هیچ وجه مورد قبول مردم هرات نیست. وضعیت امنیتی در بدترین شکل آن وجود دارد. مردم از ترس اختطاف ها و دزدی ها آرام نیستند، و در سه سال اخیر هرات شاهد دو اعتصاب سر تاسری بوده است. برای مردم هرات سوال خلق می شود که اسماعیل خان آنها را به چه قیمت در معامله گذاشته است. آیا مردم هرات خود نمی دانند که چه کنند و به چه شخصی رای دهند که بعداً اسماعیل خان به نمایندگی از مردم از کرزی حمایت کند؟ آیا مردم از این پس نیز به سوی اسماعیل خان به عنوان یک رهبر خواهند دید یا یک معامله گر؟ و آیا هیچ تضمینی وجود دارد که مردم هرات از اسماعیل خان پیروی کنند و واقعاً رایشان را به نفع کرزی به صندوق بیندازند؟

مردم هرات به آن حد شعور سیاسی رسیده اند تا در موضوع مهمی مثل انتخابات چگونه تصمیم بگیرند و شاید ضرورت اینکه کسی دیگر به نمایندگی از مردم هرات از یک نامزد حمایت کند وجود نداشته باشد. شاید بهترین گزینه برای اسماعیل خان این باشد تا سکوت خود را در مورد انتخابات ادامه دهد، تا نه موقفش در میان مردم هرات از بین برود، و نه هم در صورت پیروزی کرزی، وزارتش از دست.
+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 0:38 |

افغانستان کشوری است که فرمانروایان آن هیچگاه به سادگی نخواسته اند از مقام خویش کنار بروند. غالباً مرگ، قتل و یا هم کودتا به عمر دولت یک حاکم اختتام بخشیده و دیگری را بر اریکه قدرت نشانده است. پنج سال پیش اما افغانستان اولین انتخابات دموکراتیک را تجربه کرد. حامد کرزی که در ادارات موقت و انتقالی به عنوان رئیس کار می کرد توانست تا از 16 رقیب خود پیشه گیرد و در دور اول انتخابات با 55 درصد آراء به حیث اولین رئیس جمهور منتخب افغانستان انتخاب شود. هر چند میزان آرای کرزی در انتخابات کم بود، ولی در کل اکثر مردم از وی حمایت می کردند و رقیب اصلی او توانسته بود فقط 17 درصد آراء را به خود اختصاص دهد. پنج سال بعد، مردم با سناریویی مواجه اند که بعضی قسمت های انتخابات قبلی را با خود همراه دارد، اما تفاوت هائی نیز به چشم می خورد.

پنج سال پیش، کرزی به عنوان نامزد پیشتاز شناخته می شد، و انتظار این نمی رفت تا کس دیگری از وی پیشی گیرد. جامعه جهانی و به ویژه آمریکا نیز به وی همکاری کرد. تعدادی از کاندیداهای فعلی در انتخابات قبلی نیز شرکت داشتند. اما تفاوت هائی نیز به چشم می خورد که می تواند انتخابات امسال را خیلی متمایز سازد. نسبت به پنج سال پیش وضعیت افغانستان خیلی خراب شده است، و مردم از نا امنی، اقتصاد خراب، فساد اداری و مواد مخدر رنج می برند، و حکومت کرزی عملاًَ ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده است. افزون بر آن، تعداد کاندیداهای این دوره دو برابر انتخابات قبلی است، و این خود به خود چانس کرزی را در انتخابات مجدد کم می سازد. هر گاه هر کاندید فقط دو فیصد آراء را نیز بدست آورد، انتخابات به دور دوم کشیده می شود. این در حالی است که رقبای کرزی نیز کم نیستند.

داکتر عبدالله عبدالله به عنوان اصلی ترین رقیب کرزی به شمار می رود، و توانسته است تا کمپاینی منسجم تر از کرزی را اداره کند و به ولایات مختلف افغانستان سفر نماید. این سفرها باعث شده تا مردم بیشتر به برنامه های عبدالله آشنائی پیدا کنند و علاقمند رای دادن به وی گردند. حمایت کنندگان عبدالله در هرات رنگ آبی را رنگ کمپاین عبدالله انتخاب کردند، و نمایشی کم نظیر از حمایت از یک کاندید در هرات به نمایش گذاشتند. اما بر عکس، کرزی روی به بزرگان اقوام و رهبران جهادی آورده است. او با خلیلی، محقق، دستوم و فهیم کنار آمده است و کوشش نمی کند تا با مردم رو در روی قرار گیرد. بر علاوه، او فرصت طلائی حضور در برنامه مناظره تلویزون طلوع را از دست داد، و نوک انتقادهای حتی طرفداران خودش را نیز به خود متوجه ساخت.

چیز دیگری که کرزی را می تواند نگران سازد، عدم حمایت آمریکا از یک کاندید مشخص است، زیرا در انتخابات گذشته با اینکه آمریکا ادعای بی طرفی داشت، عملاً از کرزی حمایت می کرد. این بار سفیر و نماینده آمریکا در امور پاکستان و افغانستان با تعدادی از کاندیداهای سر شناس دیدار کرد، که خشم کرزی را بر انگیخت و حتی آمریکا را به حمایت داری از کاندیداهای مشخص متهم کرد.

با توجه به ناکار آئی سیاست های کرزی در هشت سال گذشته، و ادامه نا آرامی ها در جنوب که پایگاه قدرت کرزی است، احتمال اینکه انتخابات به دور دوم بکشد خیلی زیاد است. به احتمال زیاد در دور دوم کرزی مجبور است بار دیگر با دکتور عبدالله به رقابت بپردازد تا پیروز معرکه معلوم گردد. کشیده شدن انتخابات به دور دوم، هر چند از نگاه مالی زیانبار است، اما برای رشد دموکراسی اهمیت دارد. زیرا رئیس جمهور آینده می داند که حمایت اکثریت مردم را با خود ندارد و باید طبق نظر آنهائی که به او رای نداده اند نیز رفتار نماید. از سویی دیگر چانس کاندیدی که در مقابل کرزی قرار می گیرد نیز افزایش می یاید، زیرا اکثر کاندیداهائی که اکنون از کرزی انتقاد می کنند حاضر نخواهند شد تا در دور دوم از طرفداران خود بخواهند به کرزی رای دهند.

با این حال، مقامات کشور و جامعه بین المللی، خصوصاً کمیسیون انتخابات باید خیلی متوجه باشند تا از بروز تقلب جلو گیری شود، زیرا تقلب گسترده می تواند جامعه ما را بار دیگر به هرج و مرج بکشاند و داستان انتخابات ایران را در کشورمان تکرار نماید.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 1:39 |
به نقل از روزنامه هشت صبح:

باراك اوباما، رييس جمهور امريكا فرمان داده است تا در مورد سرنوشت طالباني كه در جريان جنگ هاي سال 2001 در شمال افغانستان به قتل رسيده اند، تحقيق صورت گيرد. گزارش هايي كه به نقل از نيويارك تايمز و "بي بي سي" در رسانه هاي داخلي به نشر رسيده، نشان مي دهند كه باراك اوباما اظهار علاقه كرده است كه نتيجه ي اين تحقيق مورد رسيدگي قرار گيرد و عاملان آن مورد بازپرسي قرار گيرند.
با انتشار اين گزارش، اول تر از همه نگاه ها به جنرال عبدالرشيد دوستم، متحد كنوني آقاي كرزي در رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري و عضو سابق جبهه ملي دوخته شد. آقاي دوستم در سال 2001 فرماندهي نيروهاي ضد طالبان در شمال افغانستان را عهده دار بود. اكنون اين سوال پيش مي آيد كه اگر دوسيه مربوط به طالبان كشته شده در شمال افغانستان در سال 2001 مورد رسيدگي قرار گيرد، آقاي دوستم با چه سرنوشتي رو به رو خواهد گرديد؟
حال سوالي كه وجود دارد اين است كه آيا از نظر حقوقي فرمان باراك اوباما مي تواند براي افغان هاي كه در قضيه شمال دخيل قلمداد مي شوند، مسووليت آفرين باشد؟ به نظر مي رسد پاسخگويي به اين سوال با نگاه به حقوق داخلي افغانستان و حقوق بين الملل امكان پذير مي باشد.
از نظر حقوق داخلي افغانستان منشور مصالحه ملي كه در پارلمان كشور به تصويب رسيد و از سوي رييس جمهور توشيح گرديد، مداخله در جنگ هاي گذشته را عاري از مسووليت اعلام كرده است . از اين رو با استناد به حقوق داخلي افغانستان مي توان شهروندان افغانستان را از نظر دست داشتن در جريان وقايع شمال در سال 2001 غير مسوول دانست.
اما بررسي قضيه از نظر حقوق بين الملل متفاوت است. شمار زيادي از كارشناسان حقوق بين الملل كه از نظريه شموليت افراد حقيقي در قلمرو حقوق بين الملل طرفداري مي كنند، به اين نظر مي باشند كه ارتكاب برخي از جرايم  كه صورت جرمي بين المللي را به خود گرفته اند، فرد را در مظان ارتكاب جرم بين المللي قرار مي دهد كه از قابليت تعقيب برخوردار مي باشد.
برخي از جرم هاي بين المللي كه به رسميت شناخته شده اند، شامل طياره ربايي، دزدي دريايي، نقض قانون جنگ، قتل عام، نسل كشي و ... مي باشند كه به گفته ي صاحب نظران حقوق بين الملل، مرتكبين چنين جرايمي از سوي همه كشورها قابل تعقيب اند و نمي توانند مسووليت فردي شان در ارتكاب چنين اعمالي را تحت پوشش مسووليت هاي سياسي داخلي شان مخفي نمايند.
با توجه به اين مساله آنچه قابل بحث است، اين است كه ميزان جديت امريكا در رسيدگي به دوسيه ي نحوه كشته شدن طالبان در شمال افغانستان و از سوي ديگر ثابت سازي اين مساله كه آنچه در سال 2001 در شمال صورت گرفته است، شامل يكي از مصاديق جرم هاي بين المللي مي شود يا نه، مي تواند اوضاع داخلي افغانستان را نيز تحت تاثير قرار دهد.  
عبدالرشيد دوستم كه اكنون در ايتلاف با آقاي كرزي قرار گرفته است و به همراه حاجي محمد محقق، يكي از متحدان هميشگي خود به كمپاين انتخاباتي آقاي كرزي پيوسته است، در گذشته از متحدان جبهه ملي بود كه از داكتر عبدالله عبدالله در انتخابات رياست جمهوري حمايت مي كند. آقاي دوستم وقتي دوسال پيش از طرف عبدالجبار ثابت، لوي سارنوال وقت در دوسيه مربوط به منازعه ي وي با اكبر باي، مورد با بازخواست رو به رو گرديد، از سوي جبهه ملي حمايت شد. اين جبهه در برابر محاصره ي خانه عبدالرشيد دوستم از سوي سربازان پوليس ملي به شدت واكنش نشان داد.
اكنون آقاي دوستم با آقاي كرزي همسو گرديده است. اين كه آقاي كرزي از آقاي دوستم حمايت كند، هنوز روشن نشده است. زماني كه در پروسه ي ثبت نام نامزدان انتتخابات رياست جمهوري، آقاي كرزي آقاي خليلي و آقاي مارشال فهيم را به عنوان معاونان خود برگزيد، برخي گزارش هايي به نشر رسيد كه حاكي از ابراز حساسيت ها در برابر اين گزينش بود.
چندي پيش برخي از فعالين حقوق بشر به همراه كاي ايدي، نماينده خاص سرمنشي سازمان ملل در افغانستان از حضور نامزدان متهم به نقض حقوق بشر در انتخابات رياست جمهوري افغانستان اظهار نگراني كردند.
با توجه به اين حساسيت اين سوال وجود دارد كه اگر موضوع رسيدگي به دوسيه كشته شدن طالبان در سال 2001 در شمال افغانستان جدي شود، آيا آقاي كرزي در برابر آن حساسيت نشان خواهد داد؟ طبيعي است كه براي آقاي كرزي نيز تصميم گيري در اين مورد آسان نمي باشد. آقاي كرزي از يك سو نمي خواهد خود را در برابر ايالات متحده امريكا قرار دهد و از سوي ديگر از دست دادن حمايت طرفداران آقاي دوستم نيز براي وي آسان نمي باشد. به خصوص اگر اين موضوع قبل از برگزاري انتخابات مورد تعقيب قرار گيرد، حساسيت آن بيشتر خواهد بود.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 1:53 |

همین که وارد اتاق شدم به نوشته ای که با رنگ آبی بر دیوار اتاق نوشته شده بود متوجه شدم "رای ما فرزاد است". از یک طرف نا راحت شدم که چرا با رنگ روغنی و به اندازه بزرگ نوشته شده است، و اما خنده ام گرفت، چون فرزاد خواهر زاده من است که هشت سال دارد و در صنف دوم مکتب است. نگرانی ام بعد از اینکه فهمیدم که چند روز بعد خانه شان را رنگ می کنند رفع شد. اما نوشتن چنین جمله ای برایم قابل تعمق بود، بخاطریکه فرزاد خودش هنوز یک کودک است و توقع نمی رود در مورد انتخابات معلومات زیادی داشته باشد. وقتی از او پرسیدم که کاندیدای ریاست جمهوری هستی یا شورای ولایتی، با خنده گفت که کاندید شورای ولایتی، شاید خودش متوجه شده بود که ریاست جمهوری کار کودکان نیست و بهتر است که به همان اندک که شورای ولایتی باشد قناعت کند. این موضوع برایم نشان دهنده چندین چیز بود: اول اینکه دانش سیاسی مردم ما بالا رفته است تا جائیکه کودکان خورد سال هم در مورد انتخابات می دانند و به آن توجه می کنند. و این شاید از برکت رسانه ها باشد که در افغانستان نقش گسترده ای در آگاهی دهی مردم دارند. اما در قدم دوم متوجه این نکته شدم که چقدر شعارهای انتخاباتی پوچ و بی معنی می تواند باشد. شبیه این جمله "رای ما فلانی است" در شهر و روستاها زیاد به نظر می رسد، که البته باید واضح ساخت که جمله اشتباهی است. شعارهای کاندیداها معمولاً واهی و بالاتر از ظرفیت پستی است که شخص خود را به آن کاندید کرده است. مثلاً شعار های اکثر کاندیداهای شورای ولایتی شامل موضوعاتی مثل امنیت کامل، عدالت اجتماعی، بازسازی و استقلال ملی هستند. آیا این موضوعات ارتباط زیادی به وظایف اعضای شورای ولایتی دارند؟ یقیناً که نه.

اما نکته تاسف بار این است که همان طور که فرزاد با رنگ روغنی دیوار خانه شان را خراب کرده بود، طرفداران عده ای از کاندیداها با نوشتن با رنگ روغنی بر روی دیوارهای شهر، چهره شهرمان را خراب کرده اند. هر چند میزان این خرابکاری نسبت به انتخابات های قبلی کمتر شده، ولی متاسفانه هنوز هم وجود دارد.

به امید روزی که فرزاد در یک رقابت واقعی وارد کارزار انخاباتی شود و درست تر تبلیغات انتخاباتی خود را به پیش ببرد.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 و ساعت 7:38 |
دوستان عزیز، به زودی با مطالبی جدید به خدمتتان خواهم بود. متاسفانه در یک ماه گذشته نتوانستم تا مطلب جدیدی را روی این صفحه بگذارم. ولی مطالب جدید، زود تر و متنوع تر از گذشته خواهد بود. 
+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 6:23 |

حدود هفت سال پیش زمانی که افغانستان ظاهراً از وجود نیروهای مورد حمایت پاکستان (طالبان) پاک گردید، انتظارات زیادی وجود داشت. جامعه بین المللی دست به دست هم داده بودند تا اول طالبان را از بین ببرند، و بعد فکر و چاره ای به جنگ خانمان ساز افغانستان بکنند که تقریباً یک ربع قرن افغانها را به خود مشغول کرده بود. مردم انتظار داشتند تا نیروهای متحجر از میان بروند، نیروهای زبده و تحصیل کرده افغان روی کار آیند، قانون و احترام به قانون جای زور گوئی را بگیرد و وضعیت اقتصادی افغانستان بهتر شود و به اصطلاح لقمه نانی بر دسترخوان مردم پیدا شود. اما چند ماه گذشته از ایجاد اداره انتقالی، ظواهر امر چیزی دیگری را نشان می داد. با این هم در انتخابات ریاست جمهوری که برای اولین بار در افغانستان به شکل دموکراتیک بر گزار می گردید، اشتراک پر شور مردم نشان می داد که مردم هنوز امیدشان را از دست نداده اند. شرکت زنان و مردان کهن سال افغانستان که به سختی تا پای صندوق های رای آمده بودند نشان می داد که چطور این نسل افغان از گذشته بریده است و برای نسل های آینده امید دارد.

افغانستان انتخابات های شورای ملی و شوراهای ولایتی را نیز پشت سر گشتاند و به نوعی توانست ساختار سیاسی دموکراتیک مبتنی بر تفکیک قوا را بوجود آورد. اکنون افغانستان برای دومین انتخابات ریاست جمهوری آماده می شود، انتخاباتی که حد اقل چهار ماه پس از موعد معینه قانون اساسی بر گزار خواهد شد. اهمیت این انتخابات در آن است که برای اولین بار در تاریخ افغانستان، قدرت به شکل دموکراتیک و ذریعه انتخابات از یک رئیس جمهور به دیگری انتقال خواهد کرد. ولی آیا افغانستان توانسته است رشد لازم و قابل انتظار را پس از پنج سال از اولین انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد؟

به نظر می رسد که چنین نباشد و حکومت حامد کرزی ناکار آمد تر از آن بوده است که تصورش می رفت. با اینکه پیشرفت هائی نیز در قسمت های مختلف از جمله معارف، صحت، دپلماسی و اقتصاد افغانستان صورت گرفته است، اما این پیشرفت های به حد انتظار نبوده است. بر علاوه، افغانستان کارنامه خوبی در مبارزه با فساد اداری، مواد مخدر و ایجاد قانونمداری نداشته است. افغانستان در میان 180 کشور جهان از نگاه فساد در رتبه 176 قرار دارد و تولید مواد مخدر آن نیز حدود 90 در صد تریاک جهان را تشکیل می دهد.

با این حال، کرزی برای بار دوم کاندید شده است. هنوز معلوم نیست که کرزی برای این بار چه وعده جدیدی خواهد داد که مردم به آن اعتماد کنند و به وی رای بدهند. اما متاسفانه دو دلیل باعث شده است تا کرزی برنده انتخابات آتی به حساب رود. اول اینکه رقبای کرزی اشخاص جدی به شمار نمی روند و دوم اینکه رای دادن در انتخابات هنوز هم رنگ و بی قومگرائی را از دست نداده است. کرزی و هم کارانش در تلاش زیاد اند تا پشتونها را با خود داشته باشند و سایر اقوام را نیز فریب دهند و مثلاً با جلب نظر یکی از رهبران آنها، رای شان را به خود اختصاص دهند.

اما سایر کاندیداها نیز آن طور که عنوان شده خیلی ضعیف نیستند. دکتر عبدالله، اشرف غنی احمدزی و رمضان بشر دوست رقبای اصلی کرزی به شمار می روند و احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود، خیلی زیاد است. با این حال، معادلات می تواند در آخرین لحظات هم تغییر کند. باید منتظر بود که افغانستان در ماه های آینده آبستن چه نوع حوادثی است.  

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 9:53 |
روز خوبی بود. به یاد روزهائی می افتم که سر معلم مکتب ما زمانی که می خواست اطلاعنامه های ما را توزیع نماید، درس خواندن ما را به کار دهقانی تشبیه می کرد که حالا حاصل کشت خود را بر می دارد. امروز نیز همان داستان بود، با تفاوت اینکه رئیس دانشگاه جورج واشنگتن و رئیس فاکولته حقوق کار ما را به کار دهقان تشبیه نمی کردند. مراسم صبح برای تمامی محصلین دانشگاه بود. محل برگزاری مراسم، عالی، نه، خیلی عالی بود. شاید بهتر از آن نمی شد. پارک های پر از سبزه مقابل کانگرس آمریکا که نمای جالبی را بوجود می آورد. هر چند بیم آن می رفت تا باران مراسم را خراب کند، ولی باران هم دلش به رحم آمد و با شروع مراسم، باران متوقف شد. سخنرانان خیلی خلاصه صحبت می کردند، یک خاطره، یک آرزو و تبریکی.

لباس های محصلین هر فاکولته رنگ خاص و متفاوتی داشت، هر چند زمینه همه شان رنگ سیاه بود. تنوع رنگ ها بر زیبائی محفل افزوده بود. همراه دوست خود، بصیر جان یوسفی این سو و آن سو چند قطعه عکس گرفتیم که شاید روزی دوباره به این عکس ها نگاه کنم و یاد این روزها را گرامی بدارم. عکس دسته جمعلی محصلین حقوق هم که سر چهار راه پشت فاکولته حقوق گرفتیم خیلی جالب بود.

مراسم بعد از ظهر، اما خیلی استثنائی بود. استثنائی، بخاطری که دپلوم های ما را توزیع می کردند. همه منظم ایستاده و به ترتیب الفبای حرف اول اسم فامیل داخل ساختمان سر پوشیده ورزشی بزرگی شدیم که برای محفل فراغت در نظر گرفته شده بود. ما در وسط ورزشگاه روی چوکی ها نشسته، و فامیل ها و دوستان محصلین در بالا روی چوکی های تماشاچیان. منظره زیبائی بود. تا حال خبر نداشتم که دانشگاه ما سرود خود را دارد که خیلی هم دلنشین است. بعد از چند سخنرانی کوتاه، مراسم توزیع دپلوم ها شروع شد، و طبق رسم و رواج اول محصلین لیسانس که تعدادشان هم زیاد بود دپلوم های خود را گرفتند و بعد نوبت ما رسید.

تقریباً نیمی از محصلین ماستری حقوق در دانشگاه ما خارجی هستند. وقتی که سوزان کارامانیان، رئیس بحش مطالعات بین المللی فاکولته حقوق اسم های هر محصل را می خواند، متوجه می شدی که چه خوب تنوع ملیت ها در نظر گرفته شده است. از جاپان تا مکسیکو، و از مولداوا تا هند، و البته که از افغانستان هم یک نماینده حضور داشت.

بعد از ختم مراسم، همه عکس یادگاری می گرفتند. آخرش هم که نوبت خدا حافظی بود. خیلی سخت است که با دوستانی که مدت زیادی خوی گرفته ای، یک باره ای جدا شوی. ولی خوب، کاری نمی شود کرد، ولی باز هم جای شکرش باقیست که فیس بوک کارها را ساده کرده و مردم زیادی را با هم متصل نموده است. چند قطع عکس از محفل فراغت را در صفحه فیس بوک خود گذاشتم و تا حالا هم خیلی پیام تبریکی دریافت کردم.

امید دارم بتوانم از دانش و تجربه ای که در آمریکا کسب کرده ام به نفع خود و مردمم استفاده برم و روزی دیگر مراسم مشابهی را تجلیل کنم، آن بار، نه برای ماستری، که بلکه برای دکترا.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:0 |
سال درسی خوبی بود. از همان روزهای اول درس ها عالی، ولی مشکل و پیچیده بود. سیستم درسی آمریکا، به خصوص در دانشگاهای حقوق، سیستم خیلی مفید و موثر است. روزهای اول را در دانشگاه جورج تاون شروع کردم، استقبال خوبی از من صورت گرفت. در درس های عمومی در مورد سیستم حقوق آمریکا اشتراک خوبی داشتم، و متوجه می شدم که آساتیدی که می دانستند من از افغانستان هستم، مرا عمدا بیشتر از دیگران در درس ها مخاطب قرار می دهند. محصلین از جاهای مختلف جهان بودند. از کشوهای همسایه و نزدیک به افغانستان محصلینی از ازبکستان، پاکستان و هند در صنف حضور داشتند که دوستان خوبی هم با من بودند. اکثر محصلین از آمریکای لاتین بودند و بالطبع هسپانوی صحبت می کردند. ولی محصلین خونگرمی بودند، زیاد به پارتی می رفتند، ورزش می کردند و در کل شوخ طبع بودند. در روز فراغت که یک مهمانی هم برگزار شده بود، هر کس لباس سنتی کشور خود را پوشیده بود، و من هم لباس سنتی افغانستان را که خیلی مورد توجه قرار گرفت و زمانی که رئیس برنامه اسم مرا برای گرفتن تصدیقنامه ام صدا کرد، از من به عنوان شیک پوش ترین فرد مجلس یاد کرد!

دانشگاه اصلی ام جورج واشنتگتن بود و باید چند خیابان آن طرفتر می رفتم. قبلاً در آپارتمان زندگی می کردم، و حالا در خانه. کسانی که در خانه جدید با من زندگی می کنند هم از آمریکا هستند و از هم تفاوت هائی دارند. سه نفرشان خیلی صمیمانه هستند، اما یکی شان که از تکزاس است فکر کنم از خودش هم قهر است و همراه هیچ کس صحبت نمی کند و همیشه در اتاق خود است و تمام.

از دانشگاه جورج واشنگتن خوشم می آید. یکی از دانشگاه های خوب آمریکا است و اساتید خیلی خوبی در آن تدریس می کنند. به عنوان مثال استاد حقوق بین الملل ما خودش چندین قضیه را در محکمه بین المللی عدالت دفاع کرده بود و از دولتهای مختلف وکالت کرده است. استاد سرمایه گذاری مستقیم خارجی ما هم در محاکم مختلف حضور داشته و همین طور سایر اساتید. بعضی از اساتید کتابهایی را که درس می دادند را خودشان نوشته بودند و این کتابها در اکثر دانشگاه های حقوق آمریکا تدریس می شود. مواد درسی خیلی زیاد هست و هیج وقت فراغتی پیدا نمی شود. درس را قبل از قبل باید خوانده باشی، و گر نه دنبال نمودن درس در صنف خیلی مشکل است.

من فقط یک صنف داشتم که در آن همه محصلین غیر آمریکائی بودند، در سایر صنوف تقریبا بیش از 80 در صد محصلین آمریکائی بودند. این باعث می شد تا محصلین بین المللی تحت فشار بیشتری قرار بگیرند، چون انگلیسی زیان اصلی شان نمی باشد و رقابت با کسانی که زبان مادریشان انگلیسی هست، خیلی مشکل هست.

نصاب درسی خیلی خوب بود. مضامین مختلفی وجود داشت که حق انتخاب آنها را داشتی، لذا مجبور نبودی مضمونی را که دوست نداری انتخاب کنی. مضامینی را که من گرفتم بیشتر روی حقوق بین الملل و حقوق تجارت و معاملات بین المللی می چرخد. هم چنین لازم بود تا یک رساله را می نوشتم و من هم در مورد مرور قضائی قوانین از نگاه مطابقت آنها با قانون اساسی رساله خود را نوشتم. نمره ای هم که گرفتم خیلی عالی بود، بلند ترین نمره ممکن. راستی، استاد خیلی راضی بود و حتی گفت که مرا یاری می رساند تا رساله را در یکی از مجله های معتبر حقوقی آمریکا به نشر برسانم. 

حالا امتحانات تمام شده، و منتظر جشن فراغت هستم. جشنی بزرگ در پیشروی کانگرس آمریکا که در آن رئیس اجرائیه باراک اوباما هم سخنرانی خواهد کرد. همه چیز منظم هست. لباس مجلس فراغت را فرمایش داده ام و تکت های دعوت را هم دریافت کردم. در نظر دارم چند تن از دوستانم را در جشن فراغت دعوت کنم. اما قبل از آن با دوستم اوگین، خانمش، سیدارت  کارما به آبشارهای نیاگارا خواهیم رفت. فکر کنم گشت و گزار خوبی خواهد بود.

ولی شکایت از آب و هوا هست، هر روز باران می بارد و هیچ امان نمی دهد که برای گردش بروم. امروز با استفاده از توقف چند ساعته باران در بعد از ظهر به باغ وحش واشنگتن رفتم که خیلی باغ وحش بزرگی هست و در آن حیوانات متعددی از چهار گوشه جهان وجود دارد.

فردا هم همراه دوستان خود به موزیم هولوکاست می رویم. راستش، اکثر موزیم ها در واشنگتن بر خلاف دیگر شهرهای آمریکا، رایگان است و تعدادشان هم زیاد است.

تکیت بر گشت به افغانستان عزیر را هم خواهم گرفت. آخر همین ماه به خانواده خواهم پیوست.

+ نوشته شده توسط شعیب تیموری در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:17 |