تبليغاتX
رود خانه ای در بیابان

جمعه سی ام اسفند 1387

نوروزتان مبارک باد

سال 1387 آخرین روزش را سپری کرد و اکنون با روزی جدید، نوروز، سالی نو را آغاز نموده ایم. حلول سال جدید را برای همه تان مبارکباد گفته، آرزوی سالی پر بار و فرخنده برای همه تان دارم. امید دارم سال جدید سال صلح و خوشی برای همه انسانهای روی زمین باشد و مخصوصاً افغانها به آرزوئی که اکثریتشان در سی سال گذشته دلهایشان به آن می تپد، یعنی صلح، برسند و خط بطلانی بکشند به میراث نفرت و جنگ.

نوروزتان خجسته باد!

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 7:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

خانم وبلاگ نویش افغان را که به سرطان مبتلاست خوشحال سازید

این ابتکار یکی از دوستان وبلاگ نویس ما آقای نسیم فکرت بود تا از وبلاگ خانم افغانی را که در آمریکا زندگی می کند و مبتلا به سرطان است دیدن کنیم و با نظر دادن در مورد نوشته هایش به وی امید ببخشیم. وی از عبارت مستعار "خاله جان" به عنوان نویسنده استفاده می کند.

از همه دوستان دعوت می کنم تا به وبلاگ خاله جان سر بزنید و با گذاشتن یک پیام، وی را به زندگی امیدوار سازید.

 http://khalajan.blogspot.com

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 16:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

مشکل تحقیق در مورد مسائل مربوط به افغانستان

وقتی برای برنامه ماستری ام آماده گی می گرفتم، به این فکر بودم که در آخر سال، تحقیقی را که باید انجام دهم در چه مورد باشد. موضوعات مختلفی به ذهنم می رسید. اول در نظر داشتم در مورد چارچوکات حقوقی برای فعالیت شرکتها در افغانستان چیزی بنویسم، ولی بعداً در یافتم که این موضوع خیلی جالب نیست، و حتی خسته کن است. بعداً با یکی از اساتید خود در دانشگاه جورج تاون صحبت کردم، او گفت تا در مورد وضعیت حقوقی زندانیان گوانتانامو بنویسم، ولی وقتی به انترنت مراجعه کردم، متوجه شدم خیلی ها در این مورد نوشته اند. پیش از اینکه سمستر آغاز شود از رسانه ها شنیدم که عبدالسلام ضعیف، سفیر سابق طالبان در اسلام آباد، بر علیه پرویز مشرف که او را به آمریکائی ها سپرده بود در محاکم پاکستانی دعوی خواهد کرد. البته به دلیل اینکه وی دارای مصئونیت دپلماتیک بوده و دولت پاکستان چنین کاری کرده نمی توانسته، اما بعداً محدود بودن موضوع مرا واداشت تا به چیز دیگری فکر کنم. بالاخره تصمیم گرفتم در مورد تجدید نظر قضائی (Judicial Review) در افغانستان بنویسم.

 تجدید نظر قضائی یعنی اینکه صلاحیت بررسی مطابقت قوانین عادی را به قانون اساسی را چه ارگانی دارا می باشد. به علت اینکه در افغانستان تا حال این صلاحیت فقط در یک مورد استفاده شده، تحقیق ساده نبود. به همین خاطر تصمیم گرفتم تا سیستم افغانستان را با سیستم های کشورهای آمریکا و فرانسه مقایسه کنم. استاد رهنمای من هم قبول کرد. وقتی شروع به تحقیق کردم دریافتم که مواد فراوانی در مورد سیستم های فرانسه و آمریکاست، اما در مورد افغانستان، مواد تحقیقی خیلی نادر است. ولی به هر زحمتی که شده، مواد خوب و بدرد بخوری را پیدا کردم. راستش، در این راه یک عده دوستانم هم مرا همکاری کردند. یکی از دوستانم که در لندن است و در مورد سیستم قضائی افغانستان تزیس خود را می نویسد، موادی را که پیدا کرده بود، به من هم فرستاد. همکاران سابقم، از ادارات دولتی و پارلمان بعضی اسناد را اسکن کرده و برایم فرستادند. اما باز هم یک سند مهم را هنوز که هنوز است بدست نیاورده ام.

در نوشته من، تصمیم دادگاه عالی افغانستان در مورد استیضاح وزیر امور خارجه که منجر به ابقاء او شد اهمیت فوق العاده دارد. این در حالی است که کمتر کسی تا حال، نوشته این قضیه را دیده است. در واقع، در افغانستان، تصامیم محاکم زیاد اهمیت ندارد و سایر محاکم مجبور به پیروی از آنها نیستند. از همین خاطر، قاضی همیشه و در هر قضیه به اصل قانون می بیند نه به اینکه محاکم گذشته در آن مورد چگونه فیصله کرده اند. (این اصل در کشور هایی رعایت می شود که دارای سیستم حقوقی رومن ژرمنیک هستند. بر عکس در کشورهای طرفدار کامن لا، تصامیم محاکم قبلی خیلی اهمیت دارد، و به همین خاطر تمام فیصله های محاکم نشر می شوند.) به منظور پیدا کردن این قضیه دست به هر دری زدم. یکی از دوستان با یکی از اعضای دادگاه عالی به تماس شد. خودم به گردانندگان وب سایت دادگاه عالی ایمیل فرستادم، و در نهایت به یکی از وکلای پارلمان که فکر می کردم کاپی این فیصله را دارد ایمیل کردم، اما هنوز که هنوز است، نتوانسته ام موفق شوم.

ولی هنوز امید خود را از دست نداده ام. ولی به هر حال، این قصه طولانی من نشانگر سخت بودن تحقیق در مورد مسائل افغانستان هست. و اینکه نظام قضائی ما هنوز منظم نیست. این در حالی است که تصامیم دادگاه عالی، به عنوان بالاترین مرجع قضائی کشور و به خصوص در مورد مطابقت با قانون اساسی، باید حتماً نشر گردد، تا مردم از آنها با خبر گردند و در تحقیقات و نوشته ها نیز از آنها استفاده به عمل آید. تا اندازه ای کار در قسمت به نظم آوردن نظام قضاء صورت گرفته، به عنوان مثال، قوانین نافذ افغانستان چاپ شده است و هم چنین از طریق انترنت قابل دریافت اند، ولی این تلاش ها به هیچ صورت بسنده نیستند و کارهای خیلی زیادتری باید صورت گیرد.

نوشته شده توسط شعیب تیموری در 23:7 |  لینک ثابت   •