رود خانه ای در بیابان
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
یک قدم مانده تا آخر
خوشحالم از اینکه امتحان سومم را هم سپری کردم. از ساعت 6:30 تا 9:30 شب سر امتحان معاملات تجارتی بین المللی با قلم و کتاب و نوشته کلنجار می رفتم. هر چند هنوز یک نوشته که نمی دانم می شود اسمش را تزیس گفت مانده است که باید در طی سه روز آینده تکمیل کنم، ولی همینکه دیگر لازم نیست کتاب 1600 صفحه ای بخوانم خرسند خرسندم. راستش درس خوب است، ولی امتحانش نه. شاید هم این گفته های من نشانکر تنبلی من باشد، شاید هم علایم پیری!
بعد از اتمام این کار آخری، ان شاء الله وقت پیدا می کنم تا بیشتر بنویسم. موضوعات زیادی هست که می خوام در موردشان بنویسم، از جمله همین انتخابات پیش روی.
تا بعد بدرود.
نوشته شده توسط شعیب تیموری
در 23:44 | لینک ثابت
•
